«رویای آمریکایی»؛ هجوی تلخ از جامعهای که بدنهای متفاوت را طرد میکندنمایش «رویای آمریکایی» به کارگردانی علی حضرتی در تئاتر هامون، با تکیه بر جهان نمایشی «باغوحش شیشهای» تنسی ویلیامز، بستری برای بازخوانی طرد اجتماعی، کالاییشدن انسان و خشونت پنهان مناسبات خانوادگی است؛ اجرایی که به باور این یادداشت، موفقیت آن در گرو برقراری تعادل میان طنز پارودیک و عمق تراژیک رنج لوراست.
یادداشت مهمان/صبا، فریال آذری در مورد نمایش رویای آمریکایی نوشت: کالبدشکافی طرد، فریب راوی و امر قدسی: از توهم آمریکایی تا انکسار شیشه
نمایش «رویای آمریکایی» و متن مبنای آن یعنی باغوحش شیشهای تنسی ویلیامز، صرفاً بازگویی یک خاطرهی خانوادگی نوستالژیک یا روایتی ساده از زوال اشرافیت جنوبی و فقر اقتصادی نیست؛ در لایهای عمیقتر، این متن کالبدشکافی سازوکاری سیستماتیک برای حذف بدنهایی است که در مدار بازدهی و تقارن نظم مستقر نمیگنجند.
حادثهی استفراغ در کلاس تایپ، نقطهی عطف این طرد بدنمند است: یک لغزش فیزیولوژیک که به سرعت در نظام نمادین جامعه به «شرم اجتماعی» ترجمه میشود. پاسخ ساختار به این بحران، پرسش از خشونت انضباطی آموزش یا نگاه قضاوتگر جمع نیست، بلکه طبیعیسازی پسنشینی و انزوای لوراست. شش هفته پرسهزنی مخفیانه در پارکها، موزهها و گلخانهها، سیمای حضوری است که بیآینده، بیمطالبه و خاموش رها شده است. لنگیدن پای لورا، در چشمانداز خانواده و جامعه، نه یک عارضهی جسمانی، بلکه یک «گناه ناگزیر» تلقی میشود؛
لکهای بر پیشانی بازتولید اجتماعی که خانه را بدل به برزخی برای پنهانسازی او میکند. این پسزدگی، اعمال خشونت نرم و ساختاری بر سوژهای است که جرمش، ناتوانی در استانداردسازی تن خویش با معیارهای سرعت و دقت زمانه است.
با این همه، تقلیل دادن این شش هفته پرسهزنیِ لورا در پارکها و موزهها به یک قربانیشدگیِ مطلق و انفعالی، نادیدهگرفتنِ وجهِ حیاتیتری از عاملیت اوست. این انزوا، پیش از آنکه صرفاً معلولِ طردِ بیرونی باشد، «آخرین پناهگاهِ آزادی» و تجلیِ «ارادهی خاموشی» در لوراست. لورا ترجیح میدهد در حاشیهی امنِ بیخبریِ پارکها و میان اشیاء بیجان موزهها «غایب» بماند تا اینکه در چرخدندههای نگاهِ خیره و قضاوتگرِ اجتماع، به جرمِ تنِ ناسازگارش محاکمه شود. این خاموشی، خودِ امتناع است؛ اصرارِ صامتی بر اینکه زیر بارِ نگاهِ هنجارساز و تماشاییشدن در بازار مکّارهی جامعه نرود.
اقتصاد سیاسی تروما، فوردیزم و کالاییشدن انسان
انبار کفش کانتیننتال، جایی که تام جوانیاش را به ساعتزدن و بستهبندی کارتنها میفروشد، قلب تپندهی منطق فوردیستی اثر است. جامعهی پس از رکود بزرگ، خواهان خط تولید، کارایی مکانیکی و کالاهایی با کاربرد بیدرنگ است. در چنین نظمی، هر پدیدهای که به سود و بهرهوری منتهی نشود، زاید است.
تراژدی خانوادهی وینگفیلد در این است که آنها نیز خود، ناخواسته مناسبات بازار را به درون خانه کشاندهاند: آماندا در پی فروش تصویری از جذابیت اشرافی گذشته است، تام تلاش دارد از سرمایهی خود برای فرار استفاده کند، و لورا قرار است در مقام «کالای ازدواج» عرضه شود تا بارِ بقای اقتصادی خانواده را به دوش کشد. تقابل انبار بیروح کفش با کلکسیون ظریف شیشههای لورا، در واقع رویارویی خشن انباشت سرمایه با شکنندگی روح انسان در آستانهی تسلیم است.
طرحوارهی طردشدگی و ترجیعبند ۱۷ خواستگار: بازتولید هیستری پدرسالارانه
آماندا، مادر خانواده، مجری ناآگاه اما مقتدر بازتولید ارزشهای پدرسالاری است. تکرار هیستریک و وسواسگونهی ترجیعبندِ «آن یکشنبهی دلپذیر در بلمو و ۱۷ خواستگار اشرافی»، کارکردی فراتر از یک خاطرهبازی رمانتیک دارد؛ این ترجیعبند یک ابزار تحقیر ساختاری و فعالکنندهی بیرحمانهی «طرحوارهی طردشدگی» در لوراست.
آماندا با سنجیدن لورا با مقیاس دستنیافتنی جوانیِ پرخواستگار خود، به دخترش یادآور میشود که در اقتصاد جذابیت جنسی و بازار همسرگزینی، کالایی ورشکسته و بازمانده است. پدری که سالها پیش خانواده را رها کرده و تنها لبخند قابشدهاش بر دیوار اتاق سنگینی میکند، الگوی نخستین گریز را تثبیت کرده است؛ و اکنون ترومای غیبت او، در قالب نظارت خفقانآور آماندا و سرخوردگی دختر، خانه را به فضایی آکنده از ناامنی روانی بدل میسازد.
تروریسم حافظه: دراماتورژی فریب و استبداد راوی مذکر
نباید از یاد برد که ساختار اثر بر شانهی یک «نمایشِ حافظه» (Memory Play) سوار است؛ راوی تام است و حافظه، قلمرو دستکاری، توجیه و فریب. معماری صحنه—بهویژه پلههای فرار از آتش (Fire Escape)—تنها یک سازهی شهری نیست، بلکه شکافی استعلایی و راه خروجی است که انحصاراً برای مردان طراحی شده است؛ پدر از آن گریخته و تام نیز در آستانهی فرار روی آن قدم میزند، در حالی که زنان در دخمهی داخلی محبوسند.
استبداد راوی مذکر در فرایند یادآوری عیان میشود: تام لورا را در هالهای از آسیبپذیری رقتانگیز منجمد میکند تا فرار خیانتبار خود را در پوشش یک گریز شاعرانهی ناگزیر موجه جلوه دهد.
او در پردهی آخر با فرمانِ تند و آمرانهی «شمعهایت را فوت کن، لورا!» عاملیت خواهر را مصادره کرده و تاریکی را به او تحمیل میکند تا ردّ گناه رهاسازی را در پسزمینهی تاریک صحنه محو کند.
مسئولیتگریزی اگزیستانسیال و خشونت نرم «مرد مبادیآداب»
از منظر فلسفهی اگزیستانسیال، اضطراب بنیادین بشر در تنش میان آزادی و مسئولیت ریشه دارد. هم پدر غایب و هم تام، دچار «ایمان نامتعلق» (Bad Faith) و مسئولیتگریزی اگزیستانسیال هستند. آنها آزادی خود را به قیمت ویرانی دیگری طلب میکنند و به جای مواجهه با موقعیت مرزی خانواده، فرارِ کور را انتخاب مینمایند.
در این میان، ورود جیم اوکانر - خواستگار مهمان - نمایانگر تجسد «خشونت نرم» در مناسبات انسانی است. جیم با لبخند بازاریابی، مهربانی فریبنده و درسهای خودیاری، نقاب یک منجی را به چهره میزند. او در خلوت شمعها، سدّ هراس لورا را میشکند، او را به رقص وامیدارد، نام گلبرگهای شیشهای آبی (Blue Roses) را زنده میکند، او را میبوسد و درست در اوج پیوند عاطفی، خبر نامزدی خود را اعلام و خانه را ترک میکند. این کنش، بهمراتب مرگبارتر از طرد خشن و مستقیم آماندا است؛ چرا که امیدی کاذب بر ویرانههای انزوای لورا بنا میکند و سپس آن را با منطق خونسرد واقعیت مادی فرومیریزد.
هستیشناسی شیشه و تکشاخ: تبرّک زخم، ایثار قدسی و قطبنمای امید
فروکاستن مجموعهی شیشهای لورا و تکشاخ شکنندهی او به انفعال محض یا نشانهی بیماری روانی، غفلت از لایهی استعلایی و قدسی این اثر است. تکشاخ در سنت کهن و نمادشناسی تمثیلی، تجسم پاکی محض، تفاوت نایاب و امر قدسی (The Sacred) است. او تنها جانور افسانهای این کلکسیون است؛ همانطور که لورا در دنیای تولید انبوه و محاسبات سودجویانه، گوهری نامتعارف و دستنخورده باقی مانده است.
شکستن شاخ و تقدیس زخم: هنگامی که در چرخش رقص با جیم، شاخ تکشاخ میشکند، واکنش آرام و باوقار لورا («حالا درست مثل بقیهی اسبها شده… حالا کمتر احساس تنهایی میکنه») به هیچ روی تسلیم از سر سرخوردگی نیست؛ بلکه طنین یک امیدواری عمیق به امکان پیوند و زمینیشدن (Incarnation) است. افتادن شاخ، لحظهی خروج آگاهانه از حصار انزوای اسطورهای و درآویختن با جهان واقعی است. این شکستن، نوعی «تقدیس زخم» است؛ لورا شجاعت به خرج میدهد تا بهخاطر امکان تجربه و عشق، آسیبپذیری تن را پذیرا شود.
اهدای تبرّک به جیم: وقتی لورا اسبِ بیشاخ را کف دست جیم میگذارد و میگوید این را بهیادگار نگه دارد، رفتاری نه از جنس کینهتوزی یا باجخواهی عاطفی، بلکه از جنس ایثار قدسی و اهدای فیض (Sacrament) رخ میدهد. او بخش شکسته و درعینحال زمینیشدهی روان خویش را به مسافری میبخشد که پنجرهای به جهان روشنایی بر او گشود. این هدیه، نشان صلح لورا با جهان و تبرّک بخشیدن به غریبهای است که ندانسته محراب او را شکست.
قطبنمای ابدی تام در اقیانوسها: چرا تام سالها پس از گریز، در غوغای بنادر غریب، هرگاه چشمانش به شیشهای شفاف میافتد یا شمعی روشن میبیند، باز هم برای او شیء شیشهای میخرد و لورا در جانش زنده میشود؟ این تکانهی درونی، صرفاً یک اختلال اضطرابی یا عذاب وجدان ساده نیست؛ بلکه مواجهه با یک لنگرگاه اخلاقی و بارقهی ماندگار امید است. در جهان صنعتی، تیره و منفعتمحوری که تام به آن گریخته، یاد لورا تنها عنصر معصوم و ناملوّث است. شیشهها به قطبنمای اخلاقی او بدل شدهاند؛ یادآور اینکه نوری شفاف در گوشهای از این جهان وجود داشت که شکست، رنج کشید، اما کدر و تباه نشد.
تناقض پارودی در تئاتر هامون: بازی روی لبهی باریک فاجعه و کمدی
خوانش نمایشی «رویای آمریکایی» در تئاتر هامون به کارگردانی علی حضرتی، مسیر خطرناک و دوسویهی «پارودی» را برای مواجهه با این متن کلاسیک برگزیده است. پارودی میتواند سلاحی نقادانه برای برهنهسازی توهم رویای آمریکایی و هجو پوچگرایی الگوهای سرمایهداری باشد؛ اما در عین حال، در اجرای صحنهای، بر تیغی باریک گام برمیدارد.
چنانکه از تصاویر و میزانسنهای اجرا برمیآید، شوخطبعی و مضحکهسازی اگر با ریتم دراماتیک درد همساز نشود، خطر کمعمقسازی رنج اصیل تنها را به همراه دارد. آیا خندهای که تماشاگر تئاتر هامون به زبان پرطمطراق آماندا یا دستپاچگی لورا نثار میکند، آگاهیبخش و برآمده از بیگانهسازی برشتی است، یا اینکه بار تراژیکِ «طرد بدنمند» و «شرم گناه ناگزیر» را در سرخوشی موقت سالن مستهلک میسازد؟ قدرت این متن در همین تلاقی است: اجرای هامون زمانی به کمال پارودیک میرسد که اجازه دهد زخم عمیق لورا و درخشش قدسی تکشاخ، درست از زیر لایههای طنز و لودگی موقعیت، گلوی مخاطب را بفشارد و لبخند را روی لبانش بخشکاند.
منبع: صبا
رضا بهبودی و داریوش موفق در «گزارش لیر» به صحنه میروندداریوش موفق و رضا بهبودی در نمایش «گزارش لیر» به کارگردانی میلاد نیکآبادی از پنجشنبه ۷ آبان ماه روی صحنه میروند.
به گزارش مشاور ارتباطات و رسانهی گروه، داریوش موفق در نقش «لیر شاه» و رضا بهبودی در نقش «ادموند» با گروه بازیگران اجرای «گزارش لیر» همراه شدند.
داریوش موفق در سال ۱۳۸۷ برای ایفای نقش در نمایش «شبهای اوینیون» به کارگردانی کوروش نریمانی جایزه بازیگری جشنواره تئاتر فجر را دریافت کرده است. او تجربه سالها همکاری با گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی محمدحسن معجونی و همچنین کارگردانان معتبر تئاتر و سینمای ایران را در کارنامه دارد.
رضا بهبودی نیز از اعضای اولیه گروه تئاتر «لیو» است که سالها حضور روی صحنه و تدریس بازیگری را تجربه کرده. او فعالیت جدی تئاتری خود را در دهه ۷۰ با حضور در جشنواره تئاتر دانشگاهی (۱۳۷۳) آغاز کرد و سال ۱۳۷۶ در نمایش «بینوایان» به کارگردانی بهروز غریبپور به صحنه رفت. بهبودی در مسیر هنری خود همکاری با کارگردانانی چون محمدحسن معجونی، علیاکبر علیزاد، همایون غنیزاده، آروند دشتآرای، رضا حداد، پارسا پیروزفر را در کارنامه دارد.
«گزارش لیر» نوشته بهزاد آقاجمالی به کارگردانی میلاد نیکآبادی از پنجشنبه ۷ آبان ماه در سالن دکر The Core مجموعه باغ کتاب تهران شروع میشود.
بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاترنمایش «دیوانه خانه زری بوره» به سرپرستی و کارگردانی همایون غنیزاده، پس از وقفهای که در اجرای آن ایجاد شد، از ۲۷ مهرماه در کارگاه تئاتر روی صحنه رفته است.
نمایش «دیوانه خانه زری بوره» کاری از گروه «کارگاه تئاتر (قالی قهری)» به سرپرستی همایون غنیزاده، اجرای خود را در کارگاه تئاتر از سر گرفته است.
اجرای این نمایش پیشتر پس از پایان اعتبار مجوز اجرا و عدم موافقت با تمدید آن از سوی شورای نظارت و ارزشیابی ادارهکل هنرهای نمایشی متوقف شده بود. اکنون این اثر بار دیگر بدون هیچ تغییری میزبان تماشاگران خواهد بود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «مراد، شازده و خسرو در دیوانهخانه زریبوره گرفتار شدهاند.»
علاقمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
چهارشنبه ۲۹ مهرماه در تماشاخانه هیلاجنمایش «بکاستیج»، ویژه هنرمندان تئاتر و سینما اجرا میشودنمایش «بکاستیج» به کارگردانی حسین کشفی اصل، اجرای پایانی خود را به میزبانی از هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون اختصاص داد.
به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «بکاستیج» به نویسندگی آیت نتاج و طراحی و کارگردانی حسین کشفی اصل، روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه در تماشاخانه هیلاج، ویژه هنرمندان عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون اجرا میشود.
تهیهکنندگی این اثر نمایشی را، مهتاب باجلان بر عهده دارد.
در خلاصه داستان نمایش «بکاستیج» آمده:« یک گروه تئاتر تصمیم دارد نمایش هملت را به روی صحنه ببرد اما روابط پشت صحنه آنها مانع از این اتفاق است».
محمد امین، مهتاب باجلان، کوثر باصری، حامی حاتمی، مصطفی خسروجردی، مانا دارابی، صبا سبحانی، میکائیل ضیائیفرد، محمدرضا علیمحمدی و محسن میرزاخانی (به ترتیب حروف الفبا) در این نمایش ایفای نقش میکنند.
گفتنیست نمایش «بکاستیج» به تهیهکنندگی مهتاب باجلان و کارگردانی حسین کشفی اصل، اجراهای خود را از اول مهرماه، هر روز ساعت ۱۸:۴۵، در تماشاخانه هیلاج آغاز کرد و روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه، اجرای پایانی این نمایش خواهد بود.
علاقهمندان به تماشای این نمایش، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به تیوال مراجعه کنند.
یادداشت الهام کردا برای «سَفرنامهی گُمجای»روایت آلترناتیو
بازگویی یک واقعه از منظری دیگر.
سفرنامهی گمجای، بسیار زیبا در متن، به این "روایتی دیگر" پرداخته است. «آیا قهرمانهای اسطورهای در جهان امروز هم قهرمانند؟!» زبان نمایش که کاملا الهام گرفته از زبان شاهنامه است، بسیار بسیار زیبا و بسیار جذاب است. و بازیها هم بسیار دیدنیاند.
چند روزی از اجرا مانده و در کنار آثار اقتباسی از شاهنامه که این روزها بر صحنهها هستند، این نمایش، دیدنش کیف داد.
کوشنا شاهرخی به نمایش «سکوت» پیوستکوشنا شاهرخی، هنرمند میانرشتهای بهعنوان طراح صحنه و لباس با نمایش «سکوت» به کارگردانی گزار حذفی همکاری میکند.
شاهرخی در طول فعالیت حرفهای خود، طراحی لباس و صحنه نمایشهای متعددی را بر عهده داشته که از میان آنها میتوان به «بهشت گمشده»، «در انتظار گودو»، «ورقالخیال» و «دوباره بازی» اشاره کرد.
این هنرمند در حوزه هنر مفهومی، ویدئو آرت و پرفورمنس، آثاری از جمله «عار» و «لَخت» را خلق کرده که با تمرکز بر هویت و تجربه زیسته شکل گرفتهاند و مواجهه مخاطب با اثر را به بخشی از تجربه هنری تبدیل میکنند. شاهرخی همچنین جایزه بهترین طراحی لباس جشنواره بینالمللی FICIMAD مادرید را برای فیلم «بالرین» دریافت کرده است.
نمایش «سکوت» براساس نمایشنامهای نوشته «هارولد پینتر»، در ادامه تجربههای گذشته گزار حذفی از فرمهای حرکتی بوتو بهره میگیرد.
امیر آهن، احسان ایرانی و شقایق افتاده در این نمایش ایفای نقش میکنند.
پیشفروش بلیتهای سه روز نخست نمایش «سکوت» با تخفیف ویژه در سایت تیوال آغاز شده است. این نمایش از سوم آبان ماه در سالن تئاتر «کاخ هنر» روی صحنه میرود.
«ندبه» برای اجرا در تالار حافظ آماده میشودآرمان شهبازی؛ گروه بازیگران «ندبه» در حال تکمیل شدن است و تمرینات با جدیت فراوان و به صورت منظم در حال انجام.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایش «ندبه»، یکی از آثار درخشان بهرام بیضایی، پژوهشگر، نمایشنامهنویس و کارگردان برجسته ایرانی است که طبق برنامهریزی انجام شده، از اواخر فصل پاییز با کارگردانی آرمان شهبازی در تالارِ حافظِ بنیادِ رودکی روی صحنه میرود. این اجرا با نگاهی به جهان نمایشی و میراث ماندگار بهرام بیضایی شکل گرفته و تلاشی برای خوانش و اجرای درست یکی از آثار این چهره تأثیرگذار تئاتر و فرهنگ ایران است. هنرمندی که آثارش بخش مهمی از تاریخ نمایش و ادبیات نمایشی معاصر ایران را تشکیل میدهند.
شهبازی، دانشآموخته کارشناسی سینما و کارشناسیارشد ادبیات نمایشی، پیش از این کارگردانی نمایشهایی چون «تا باران چند پاییز مانده»، «روغن کنجد»، «هوس کشتن روی نوک زبان» و «کافه مکآدم» را در کارنامه داشته است. او همچنین در حوزههای مختلف تئاتر و سینما، از جمله بازیگری، دراماتورژی و طراحی لباس فعالیت کرده است. شهبازی این بار به سراغ «ندبه» رفته است؛ اثری که اجرای آن در شرایط امروز میتواند زمینهای برای مواجهه نسل تازه مخاطبان تئاتر با زبان، اندیشه و جهان نمایشی بیضایی فراهم کند.
مهراو نوری، نویسنده و کارگردان تئاتر، در نمایش «ندبه» بهعنوان مشاور کارگردان در کنار آرمان شهبازی حضور دارد. نوری از آخرین نسل شاگردان بهرام بیضایی در ایران است؛ جایگاهی که همراهی او با این پروژه را در مسیر بازخوانی و شکلگیری اجرای صحنهای یکی از آثار مهم بیضایی معنادار میکند. حضور نوری در کنار شهبازی، بخشی از روند آمادهسازی این اثر برای صحنه است؛ اجرایی که میکوشد با توجه به ظرفیتهای متن و ویژگیهای جهان نمایشی نویسنده، امکان مواجههای تازه با «ندبه» را برای تماشاگران فراهم کند.
سعید سیادت، از چهرههای نامآشنای عرصه تئاتر ایران، بهعنوان مجری طرح نمایش «ندبه» در این پروژه حضور دارد. او در کنار گروه اجرایی، مسئولیت پیشبرد طرح را بر عهده دارد تا این اثر برای اجرا در تالار حافظ بنیاد رودکی آماده شود. امیر پارسائیانمهر نیز مدیریت روابطعمومی و رسانه این نمایش را بر عهده دارد.
گروه بازیگران «ندبه» در حال تکمیل شدن است و جمعی از بازیگران حرفهای تئاتر و سینمای ایران در «ندبه» ایفای نقش خواهند داشت که جزئیات مربوط به گروه اجرایی، زمان و مکان اجرای نمایش متعاقباً اعلام خواهد شد.
«کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چندرسانهای» منتشر شدکتاب «کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چندرسانهای» نوشته شادی اسدپور و دکتر میرعلیرضا دریابیگی، با محوریت بررسی تحولات تئاتر عروسکی معاصر و تأثیر رسانههای دیجیتال بر شیوههای اجرا و کارگردانی، منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی، این اثر حاصل پژوهش و بازنگری در پایاننامه کارشناسی ارشد شادی اسدپور در رشته کارگردانی تئاتر است که با هدایت و راهنمایی دکتر میرعلیرضا دریابیگی انجام شده است.
بنا بر این گزارش، نویسندگان در این کتاب به بررسی رابطه تئاتر عروسکی با رسانههای معاصر و فناوریهای دیجیتال پرداختهاند و مفاهیم بنیادین «عروسک»، «جانبخشی» و «عروسکگردان» را در بستر تحولات هنرهای اجرایی بازخوانی کردهاند. تعامل تئاتر عروسکی با هنرهایی همچون پرفورمنس، رقص، موسیقی، سینما و هنرهای تجسمی و تأثیر این پیوند بر شکلگیری زبان اجرایی معاصر نیز از دیگر محورهای این پژوهش است. این کتاب در چهار فصل تدوین شده و موضوعاتی همچون تاریخچه عروسک و نمایش عروسکی در ایران و جهان، گونههای این هنر، تحولات تئاتر عروسکی معاصر، رابطه عروسک با بدن اجراگر و شیء اجرایی و پیوند نمایش عروسکی با رسانهها را در بر میگیرد.
ضمنا این اثر با رویکردی پژوهشی و میانرشتهای، ظرفیتهای تئاتر عروسکی در مواجهه با رسانههای نوین را بررسی میکند و میتواند مورد استفاده دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به هنرهای اجرایی قرار گیرد.
کتاب «کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چند رسانهای» نوشته شادی اسدپور و میرعلیرضا دریابیگی توسط نشر دریابیگی منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته است.
نمایش «تن و دیگر تکهپارههای عشق» به زودی در تئاترشهرنمایش «تن و دیگر تکهپارههای عشق» به کارگردانی رضا بهکام و تهیه کنندگی محمد ذوالفقاری به زودی در مجموعه تئاترشهر روی صحنه میرود.
مجتبی پیرزاده و میلاد شجره با «وزارت آب» به تماشاخانه ایرانشهر میآیند.«وزارت آب» به نویسندگی مهام میقانی و کارگردانی مصطفوی روی صحنه میرود.به گزارش روابط عمومی پروژه، نمایش «وزارت آب» به نویسندگی مهام میقانی، کارگردانی مهرداد مصطفوی و تهیهکنندگی رامین سپاسی، از اواسط آبان در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه میرود. مجتبی پیرزاده و میلاد شجره بازیگران این نمایش هستند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «تهران با بحران شدید کمآبی روبهرو شده و تنها یک مخزن آب باقی مانده است. حالا سرنوشت همین آخرین ذخیرهی آب، سرنوشت شهر را رقم خواهد زد.»
از عوامل این نمایش میتوان به مریم نورمحمدی طراح لباس، انوشیروان آریا طراح صحنه و سازنده ویدئو، نیلوفر نقیب ساداتی و محمدرضا رحمتی طراحان نور، سیاوش تصاعدیان طراح گرافیک، امیر صدیقیان طراح صدا و موسیقی، مصطفی قاهری سازنده تیزر و عکاس، ایلیا شمس مسئول روابط عمومی، شروین عقیلی مسئول ویدئومپینگ، محمدجواد شیخ سازنده دکور و پرمون فروتن، پارمیس باقری و مبینا شهرآبادی اعضای گروه کارگردانی اشاره کرد.
نمایش «وزارت آب» از ۱۳ آبان، ساعت ۲۱ در تماشاخانه ایرانشهر اجرا میشود و علاقمندان میتوانند از طریق سایت تیوال اقدام به خرید بلیت این نمایش نمایند.
ژاله صامتی تهیهکننده «کتاب جادو» شدژاله صامتی تهیهکنندگی نمایش «کتاب جادو» به نویسندگی و کارگردانی بهنام زینعلی را برعهده گرفت.
به گزارش روابط عمومی نمایش، «کتاب جادو» عنوان تازهترین اثر نمایشی بهنام زینعلی است که با تهیهکنندگی ژاله صامتی در حال آمادهسازی برای اجراست.
در این نمایش بهنوش مرادی، باران صامتی، رومینا بختیاری و عاطفه اکبری به ایفای نقش میپردازند.
«کتاب جادو» اثری در فضای فانتزی و موزیکال است که با بهرهگیری از موسیقی زنده و فضایی خیالانگیز، جهانی برگرفته از قصهها و افسانههای آشنا را پیش روی مخاطبان قرار میدهد.
نوشین صامتی بهعنوان مجری طرح و محمد گودرزفر بهعنوان سرپرست گروه موسیقی در این پروژه حضور دارند و سینا عطایی و حسنا کارخانه نوازندگان این اثر هستند. همچنین نورا نجفیپور مدیریت صحنه نمایش را برعهده دارد.
اطلاعات تکمیلی درباره نمایش «کتاب جادو» و زمان و محل اجرای آن بهزودی اعلام خواهد شد.
تماشاخانه هما، میزبان حضور گسترده هنرمندان در اجرای نمایش «یک روز آفتابی» شدنمایش «یک روز آفتابی» به نویسندگی اسلاومیر مروژک و کارگردانی درسا آقائی، با حضور جمع گستردهای از هنرمندان، در تماشاخانه هما روی صحنه رفت.به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «یک روز آفتابی» به نویسندگی اسلاومیر مروژک، در شامگاه گذشته در تماشاخانه هما روی صحنه رفت که میزبان طیف گستردهای از هنرمندان و فعالان عرصه هنر و تئاتر بود.
«یک روز آفتابی» به کارگردانی درسا آقائی و تهیهکنندگی مشترک پرستو ایران و درسا آقائی اجرا میشود. ملیکا ملکمحمدی نیز بهعنوان مجری طرح و مدیر برنامهریزی در این پروژه حضور دارد.
محسن زرآبادی، بهنام شرفی و الهام جدی، در نمایش «یک روز آفتابی» ایفای نقش میکنند.
این نمایش روایتگر مواجهه بدبختترین و خوشبختترین مرد جهان است؛ دو شخصیتی که با ورود دختری به زندگیشان، مسیر تازهای را تجربه میکنند و زندگیشان دستخوش تغییر میشود.
اجرای شب گذشته این اثر در تماشاخانه هما، با حضور جمعی از هنرمندان و چهرههای برجسته عرصه تئاتر و سینما از جمله سام درخشانی، احمد کاوری، بیژن بنفشهخواه، شهاب حسینپور، رضا فیاضی، عادل تبریزی، مهری آلآقا، آناهید ادبی، بهزاد عبدی، علیرضا مهران، مهوش وقاری، بهرنگ توفیقی، آرش ظلیپور، سعید سیادت، فرزاد حسنی، علی گیلوری، رضا کاظمی، آرمان صادقی، بهمن کامیار و محمد نیکبخت همراه بود.
گفتنیست اجرای نمایش «یک روز آفتابی»، به مدت ۳۰ شب، ساعت ۲۱ هر شب در تماشاخانه هما، سالن شماره ۱، اجرا میشود.
علاقهمندان به تماشای این نمایش، میتوانند برای رزرو و تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
احسان صدیق به نمایش «سکوت» پیوستاحسان صدیق، آهنگساز، نوازنده و سرپرست گروه موسیقی کوارتت کاسته به گروه نمایش «سکوت» کاری از گلزار حذفی پیوست.
به گزارش مدیر ارتباطات و رسانهی گروه، نمایش «سکوت» به زودی در کاخ هنر روی صحنه میرود و احسان صدیق در مقام آهنگساز با این اجرا همراهی خواهد کرد.
او بنیانگذار گروه کوارتت کاسته و Rando Projects است و در طول فعالیت حرفهای خود پروژهها و گروههای مختلفی از جمله Ehsan Sadigh Trio، Cinnamonologus و Ehsan Sadigh Quartet را شکل داده است.
آثار او با هنرمندانی چون Tony Levin و Markus Reuter ضبط شده و توسط ناشرانی چون MoonJune Records، Discordian Records و Hermes Records منتشر شدهاند.
صدیق همچنین جایزه بهترین موسیقی فیلم جشنواره DiDEA در رم برای Janbal و جایزهی بهترین موسیقیِ فیلم جشنواره Nahal برای فیلم Vsnished را در کارنامه دارد.
نمایش سکوت براساس نمایشنامهای به قلم هارولد پینتر نویسنده سرشناس انگلیسی و برنده جایزه نوبل ادبیات آماده شده و به زودی روی صحنه میرود.
امیر آهن، احسان ایرانی و شقایق افتاده بهعنوان بازیگر در اجرای «سکوت» با گلزار حذفی همراهی میکنند.
در معرفی این اجرا آمده است: آنچه در این نمایش گفته نمیشود، گاهی از خودِ کلمات مهمتر است؛ سکوت به زبانِ اصلیِ شخصیتها بدل میشود.
پیشفروش بلیتهای اجرای «سکوت» به زودی در سایت تیوال آغاز میشود؛ اطلاعات تکمیلی مربوز به تاریخ دقیق و تمامی عوامل متعاقباً اطلاعرسانی میشود.
عکس: آتوسا آل بویه
بازیگران «قطع رابطه در خانه» مشخص شدندمازیار سیدی، هومن کیایی و سوگل قلاتیان در تئاتر مستقل روی صحنه میروند.
به گزارش روابط عمومی این اثر، نمایش «قطع رابطه در خانه» به نویسندگی تریستان پتیژرار و ترجمه شهرزاد سلحشور، با کارگردانی مشترک مازیار سیدی و محسن صادقی به تهیه کنندگی حمید خسرو (خانه دوست) و سعید سیادت به عنوان مجری طرح، از اوایل آبانماه در تئاتر مستقل تهران روی صحنه میرود. در خلاصه داستان این نمایش آمده است: اریک مردی حدودا ۳۵ ساله موسسه ای تاسیس کرده برای کسانی که میخواهند از شریک زندگی شان جدا شوند. موسسه او این وظیفه را دارد که خبر جدایی را که به موسسه او سفارش داده اند را به شریک زندگی فرد سفارش دهنده برساند.
بنا بر این گزارش، در این پروژه بهنام ناصری مدیر تولید، بهار فقیریان طراح لباس، مجید سیادت طراح نور، محمدصادق زرجویان طراح گرافیک، مهدی صفرزاده خانیکی دستیار اول کارگردان و برنامهریز، ایلیا شمس مسئول روابط عمومی، صدف رضاپور مشاور تبلیغات و مهران میرقلی منشی صحنه، ساخت دکور مصطفی طباطبایینسب، مهدی عابدی، هادی عابدی، صبا صبحی و مهدیس بیدی حضور دارند.
«قطع رابطه در خانه» از سوم آبانماه در تئاتر مستقل تهران واقع در خیابان مطهری، قبل از خیابان شریعتی، پلاک ۲ اجرا میشود.
عکس از: محمدصادق زرجویان است.
اجرای نمایش «رویای آمریکایی» در تئاتر هامون آغاز شددور سوم نمایش «رویای آمریکایی» به کارگردانی علی حضرتی از شب گذشته در تئاتر هامون آغاز شد.
به گزارش روابط عمومی گروه، اجرای آغازین دور سوم نمایش «رویای آمریکایی» برگرفته از نمایشنامه «باغ وحش شیشهای» نوشته تنسی ویلیامز به کارگردانی علی حضرتی، شب گذشته با استقبال مخاطبان در سالن ۱ تئاتر هامون، روی صحنه رفت.
تهیه کنندگی این اثر بر عهده محمد ذولفقاری است و دراماتورژی این نمایش را علی حضرتی و هلیا خدابخش بر عهده دارند. علی احمدی نیز به عنوان مشاور کارگردان، گروه را همراهی میکند. امیر کردی، نیوشا نیکبخش، زهره خزایی، احمدرضا میررجبی، محمدجواد رضوانی، یاسین ادیبی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
«رویای آمریکایی» برداشتی هجوآمیز و پارودیک از «باغوحش شیشهای» تنسی ویلیامز است؛ تلاشی برای بازخوانی جهان اثر از زاویهای طنزآمیز و متفاوت دیگر عوامل این نمایش ۷۵ دقیقهای عبارتند از امیر خطیبی، مجری طرح: امیر پارسائیانمهر، طراح نور: میلاد الهی، طراح پوستر و گرافیک: علیرضا محمدیان، طراح لباس: نازنین میچانی، عاطفه کبیری، طراح و مجری گریم: ملیکا حسین، طراح صحنه: سهیلا عزیزی، آرمین کامران، مدیر پروژه: مهیار مسیب زاده، مدیر تولید: آرمین کامران، دستیار اول کارگردان: مبینا گل یخ، جانشین تهیهکننده: باران برومند، دستیار دوم کارگردان: محدثه رحیمی، مدیر صحنه: ریحانه ثابتی، دکوراتور: اورمان صاحبی، دستیار صحنه: کیارش قاجار، یگانه صفدری، دستیار لباس: سما گلپایگانی، اپراتور نور: مهدی گیوی، مهندس و اپراتور صدا: حسام سیاوشی، مدیر تبلیغات: امیر پارسائیانمهر، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، مدیریت محتوا، کارگردان تیزر: سپهر علیمحمدی، موشن گرافیک: مجتبی رحامیان، عکاس: رضا جاویدی، فیلمبردار و عکاس پشتصحنه: عارف سلجوقی، تولید محتوای اجرایی: مهبد نصیری و آرینا احمدپور اشاره کرد. دور سوم اجرای «رویای آمریکایی» محصول کمپانی بینالمللی KIMIA ARTS است.
در خلاصه این اثر آمده: این خانه پر از حرف است؛ از گذشته، از آینده، از آدمهایی که رفتهاند و آدمهایی که هنوز نیامدهاند. اما ظاهراً هیچکس حواسش به چیزی که همین حالا در این خانه میگذرد نیست.
دور سوم نمایش «رویای آمریکایی» در مهرماه ۱۴۰۵ هر شب به جز شنبهها، ساعت ۱۹ در سالن ۱ تئاتر هامون روی صحنه میرود و علاقمندان این نمایش میتوانند جهت تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
یادداشت ستاره اسکندری برای «سَفرنامهی گُمجای»برای سَفرنامهی گُمجای
در روزگار پر هیاهوی از پس هیچ، روزگار پر زرق و برق درون تهی، گروهی جوان تئاتری، با اندیشهای ژرف کاری را بر صحنه آوردهاند تا لذت دیدن «تئاتر» را دوباره مزمزه کنیم و به یاد بیاوریم تئاتر رسالتش چیست. تاریخِ پر تکرار و امید که روزی خواهد آمد تا کسی نجاتمان دهد در این کار شکسته میشود تا بدانیم هر یک خود نجاتدهندهایم؛ تنها کافیست روایت تاریخ را نپذیریم و خود روایتگر شویم. دست مریزاد به احسان و روژین و علی برای درک متنی درخشان و بازیهای آگاهانهشان و تمام گروه که با دل و باور همراهی کردهاند تا دوباره نگاه کنیم به آنچه بود و آنچه باید بشود.
ستاره اسکندری
فرهاد قائمیان تهیهکننده تئاتر شدفرهاد قائمیان، بازیگر شناختهشده تئاتر، سینما و تلویزیون، تهیهکنندگی نمایش «و خداوند درون یک مرد دو قلب قرار نداد» به نویسندگی و کارگردانی اکبر صادقی را برعهده گرفت. فرهاد قائمیان با حضور در این پروژه نمایشی، تهیهکنندگی «و خداوند درون یک مرد دو قلب قرار نداد» را برعهده گرفته است؛ نمایشی که با الهام از زندگی شهلا جاهد نوشته شده است و پریسا صدای آذر، معصومه احدی و اکبر صادقی در آن به ایفای نقش میپردازند.
نمایش «و خداوند درون یک مرد دو قلب قرار نداد»؛ پیش از این موفق به دریافت تندیس ویژه از جشنواره بینالمللی کازان روسیه، کسب عنوان کاندیدای بهترین بازیگری زن و بهترین طراحی صحنه از جشنواره بینالمللی تئاتر فجر و دریافت جایزه اول از جشنواره ملی نمایشنامهنویسی شده است.
«و خداوند درون یک مرد دو قلب قرار نداد» قرار است اجراهای خود را از اواخر مهر در یکی از تماشاخانههای تهران آغاز کند.
اطلاعات تکمیلی و اسامی سایر عوامل نمایش به زودی اعلام میشود.
قصابهایی که روزی قصابی میشوند.نگاهی به نمایش «قصاب» به کارگردانی شاهو رستمی «قصاب» نوشته نیکلاس بییون از آن دست نمایشنامههایی است که در ظاهر با یک موقعیت جنایی آغاز میشود، اما خیلی زود از یک معمای پلیسی فاصله میگیرد و به پرسشی عمیقتر و پیچیدهتر درباره عدالت، انتقام، حافظه جمعی و خشونت میرسد. پیرمردی با لباس نظامی در یک ایستگاه پلیس در تورنتو رها شده است؛ انگلیسی صحبت نمیکند، قلاب قصابی به گردنش آویخته و کارت یک وکیل را همراه خود دارد؛ کارتی که روی آن درخواست دستگیری او نوشته شده است. همین موقعیت ساده و در عین حال نامتعارف، تماشاگر را وارد جهانی میکند که در آن هیچ چیز آن گونه نیست که در ابتدا و ظاهرا به نظر میرسد. نمایش قدم به قدم اطلاعات را در ویترین پیش روی مخاطب قرار میدهد و رفته رفته آدمهای جهان نمایشیاش را از زیر نقاب بیرون میکشد و در نهایت این پرسش را پیش روی تماشاگر میگذارد که مرز میان اجرای عدالت و کینخواهی کجاست. شاهو رستمی در مواجهه با چنین متنی، بیش از آنکه تلاش کند تمام اطلاعات نمایشنامه را به شکل مستقیم به مخاطب منتقل کند، بر غافلگیری و هندسه صحنه تکیه کرده است. نخستین مواجهه مخاطب با کاراکتر جوزف (با بازی محمد عسکری) دقیقا از همین منظر قابل توجه است. جوزف روی صندلی و پشت به مخاطب نشسته و تنها چیزی که در آغاز از او میشنویم نالهها و صداهای ناواضح این کاراکتر است. به تبع آن چهره این پرسوناژ به رویت تماشاگر نمیرسد و همین دیده نشدن، برخلاف آنچه ممکن است در ابتدا تصور شود، تبدیل به یک ابزار دراماتیک میشود. تماشاگر پیش از آنکه بداند با چه کسی مواجه است، نسبت به او احساس همدلی پیدا میکند. پیرمردی تنها، گرفتار و بیزبان که ظاهرا به کمک نیاز دارد؛ اما کارگردان این اثر، آگاهانه این تصویر را کامل نمیکند. تردید یکی از مهمترین ویژگیهای اجرای رستمی است. «قصاب» اساسا نمایش آدمهایی است که نقش بازی میکنند و نمیخواهند هویت اصلیشان را افشا کنند. از این رو هر کدام در موقعیتی قرار گرفتهاند که مجبورند تصویری دروغین از خود ارائه کنند و در پس این تصویر، گذشتهای پنهان شده است. بنابراین آنچه روی صحنه حادث میگردد نه صرفا رابطه میان یک پیرمرد، یک پلیس، یک وکیل و یک مترجم، بلکه شبکهای از روابط سببی است که به تدریج گذشته را به اکنون پیوند میدهد. گردهمایی کاراکترها و پازل دیالکتیکی آنها به تدریج کامل و بخشی از حقیقت آشکار میشود. به همین دلیل، ساختار پیرنگی نمایش، بر افشای تدریجی اطلاعات بنا شده است. پویا باقری در نقش وکیل نیز در همین بازی اطلاعاتی جایگاه مهمی دارد. او در ابتدا ظاهرا همان کسی است که باید از مسیر قانون وارد ماجرا شود؛ نماینده نظمی که قرار است میان جرم و مجازات، میان متهم و قربانی، فاصلهای قانونی ایجاد کند. اما هرچه نمایش جلوتر میرود، روشن میشود که این وکیل نیز به گذشته ماجرا بیارتباط نیست. از همین نقطه است که مفهوم قانون در نمایش دچار ترک و تردید میشود. وکیل به عنوان کسی که قرار است از زبان قانون سخن بگوید، به مرور درمییابد که همه چیز را نمیتوان با زبان قانون توضیح داد و خود عاملیتی بر اجرای غیرقانونی عدالت میشود. در مقابل، افسر پلیس با بازی ساناز آقایی، در ابتدا اتمسفری متفاوت از فضای سنگین نمایش ایجاد میکند. لحن شوخطبع و رفتار نسبتا انسانی او، در نقطه مقابل موقعیت عجیب جوزف قرار میگیرد و به تماشاگر این امکان را میدهد تا کوچ از موقعیت عادیسازی شده به غیرعادی شدن فضا را احساس نکند. او ابتدا به نوعی نقش «پلیس خوب» را بازی میکند؛ همان چهرهای که قرار است موقعیت را کنترل کند و از خشونت فاصله بگیرد. اما در جهان «قصاب» هیچ نقش و چهرهای تا پایانبندی قابل اعتماد و ثابتقدم نیست. ورود کاراکتر مترجم با بازی نازنین حشمدار، این معادله را بیش از پیش پیچیده میکند. کاراکتری که کارکردش به ترجمه زبان ساختگی که عمدا حال و هوایی اروپای شرقی و اسلاوی دارد، محدود نمیشود و خود به بخشی از موتور محرک نمایش تبدیل شده است. باید گفت وقتی زبان دیگر فقط وسیله ارتباطی نیست و چه بسا به ضد خود، یعنی ضدارتباط، بدل شده و چه بسا به وسیلهای برای پنهان کردن اطلاعات تبدیل شده است. کاراکتر مترجم نیز دیگر یک شخصیت خنثی نیست؛ از این رو النا حامل بخشی از حافظه تاریخی نمایش است. کسی که گذشته را میشناسد و به واسطه تجربه زیستهاش، ارتباطی مستقیمتر با خشونت و جنایتهای جنگی دارد. بنابراین ورود او، آن رابطه ظاهرا ساده میان پلیس، وکیل و پیرمرد را به شبکهای از خاطرات، زخمها و کینههای تاریخی تبدیل میکند و مهمتر از آن جراحتها و تجاوزهایی که بر او رفته، تصویری تکاندهنده از خشونتی است که در جهان نمایش، محصول مناسبات زورگویانه مردسالارانه است. حضور او ناخواسته یادآور جهان نمایشنامه «پیکر زن همچون میدان نبرد بوسنی» نوشته ماتئی ویسنییک است؛ جایی که بدن زن به میدان جنگ قدرت، خشونت و تاریخ تبدیل میشود و آنچه بر بدن او گذشته، خود به سندی زنده از جنایت بدل گشته است.
رستمی برای این شبکه پیچیده، از طراحی صحنهای مینیمال و کمینهای را استفاده کرده است. صحنه در ابتدا با محیط و محاطی سفید احاطه شده؛ سفیدیای که میتواند تداعیکننده امنیت، پاکی و حتی پناه باشد. ایستگاه پلیس در ابتدا مکانی است که قرار است آدمها برای امنیت به آن پناه ببرند؛ اما به مرور همین فضا به اتاق بازجویی تبدیل میشود. مرز میان پناهگاه و محل بازجویی از میان میرود و فضای امن، خودش به فضایی تهدیدآمیز بدل میشود. این تغییر کارکرد صحنه، یکی از تمهیدات قابل توجه اجرای رستمی است؛ زیرا به جای آنکه تغییرات درونی شخصیتها فقط از طریق دیالوگ بیان شود، خود فضای نمایش نیز همراه با آنها تغییر میکند. سفیدی صحنه در ادامه با خون آمیخته میشود و این تغییر رنگ، صرفا یک تمهید بصری نیست. سفیدیای که در ابتدا میتوانست نشانه نظام امنیت بخش انسانها باشد، در تلاقی با گذشته شخصیتها آلوده میشود. رنگ قرمز به تدریج جای سفیدی را میگیرد؛ انگار گذشتهای که شخصیتها تلاش کردهاند پشت چهرههای آرام، شوخ و متمدن خود پنهان کنند، سرانجام راه خود را به اکنون سرخگون باز کرده است. در اینجا پرسش اصلی نمایش شکل میگیرد: آیا خود قصابها روزی قصابی خواهند شد؟ «قصاب» در واقع درباره این پرسش است که آیا مفهوم عدالت میتواند بدون سنجشی صحیح از میزان انتقام وجود داشته باشد یا نه؟ آدمهایی که سالها با روابط متمدنانه، قانون، شغل و نقش اجتماعی زندگی کردهاند، در مواجهه با وحوش تاریخ تا کجا میتوانند متمدن باقی بمانند؟ جواب چیستی بشر دگردیسی شده را باید در چرایی و چگونگی آن جستوجو کرد. ترسناکترین بخش نمایش شاید نه خشونتی باشد که از ابتدا میبینیم، بلکه لحظهای باشد که متوجه میشویم انسان تا چه اندازه میتواند از روابط متمدنانه خود فاصله بگیرد و ددخو شود. اینجاست که نمایش وارد منطقهای اخلاقی و خطرناک میشود: آیا اجرای عدالت شخصی میتواند جای قانون همهگیر را بگیرد؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، چه چیزی مانع میشود که قربانی دیروز، خود به جلاد امروز تبدیل شود؟ بییون پاسخ سادهای به این پرسش نمیدهد و اتفاقا ارزش نمایش نیز در همین ندادن پاسخ قطعی است. تماشاگر مجبور میشود روابط سببی میان آدمها را دنبال کند و بفهمد چگونه گذشته، اکنون را ساخته است. در این مسیر، روابط نسبی و انسانی نیز زیر سوال میروند؛ گویی گذشته هرگز واقعا گذشته نیست و اعمال خشونتبار تاریخ، حتی اگر دههها از آنها گذشته باشد، همچنان در بدن و ذهن آدمهای امروز زندگی میکنند. در اجرای شاهو رستمی، صحنههای زد و خورد و خونریزی نیز در همین منطق قابل خواندنند. خشونت صرفا برای ایجاد هیجان یا شوک بصری به صحنه نیامده، بلکه حاصل فرآیندی است که از همان ابتدا در زیر پوست روابط شخصیتها جریان داشته است. خشونت نهایی، در حقیقت نتیجه همان آرامش ظاهری و همان نقشهایی است که شخصیتها در طول نمایش بازی کردهاند. نمایش «قصاب» در نهایت درباره آدمهایی است که نمیتوانند از گذشته خود فرار کنند. آدمهایی که در ظاهر ممکن است آرام، منطقی، شوخطبع و حتی قانونمدار باشند، اما در پشت این چهرهها انباری از کینخواهی و انتقامجویی از وحوش تاریخ را با خود حمل میکنند. نمایش نشان میدهد که خشونت تاریخی الزاما با پایان یک جنگ یا محاکمه یک مجرم پایان نمییابد؛ گاهی سالها در حافظه انسان باقی میماند و منتظر فرصتی برای بازگشت است. شاید به همین دلیل عنوان «قصاب» را نباید فقط نامی برای یک شخصیت یا یک جنایت دانست. «قصاب» میتواند موقعیتی انسانی باشد؛ لحظهای که انسان تصمیم میگیرد خودش عدالت را اجرا کند و برای رسیدن به آن، از مرزهای اخلاق و مدنیت عبور میکند که تا چند لحظه پیش تصور میکرد عبورناپذیرند. نمایش در پایان ما را با یک پرسش ناراحتکننده تنها میگذارد: اگر خشونت پاسخ خشونت باشد، چه کسی در پایان قربانی است و چه کسی قصاب؟ و در نتیجه مخاطب در مییابد «قصاب» از آن نمایشهایی است که در آن هرچه بیشتر با حقیقت آشنا میشود، احساس امنیت کمتری میکند؛ زیرا در پایان متوجه این اصل شده که شاید مساله اصلی دیگر این نباشد که «قصاب» چه کسی است، بلکه این انگاره مطرح میشود که در شرایطی خاص، هر یک از افراد جامعه تا کجا و چه اندازه میتواند قصاب باشد.
آریو راقب کیانی
نمایش «آلوده» در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه رفتنمایش «آلوده» به نویسندگی و کارگردانی مهدی برنس در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه رفت.
نمایش «آلوده» به به نویسندگی و کارگردانی مهدی برنس و تهیهکنندگی سامان سهیلی زاده، از ۱۲ مهر سال جاری، ساعت ۱۸:۰۰ به مدت ۱ ساعت و ۵ دقیقه در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه رفت.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: همه چیز از یه اتفاق شروع شد. ما داشتیم زندگیمون و می کردیم، تا وقتی که قدرت های برتر دست به توطئه زدن...
الهام خزائی، هلنا فصیحی، رایان حبیبیان، دنیا پناهی، محمد زبردست، باران باقری، مریم جوزی، مهراب رمضانی، مهرانا بانگ طوسی، نازنین نراقی و مهدی برنس، بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: طراح گریم: هستی حیدری، طراح پوستر، طراح بروشور: سینا افشار، موشن گرافیک: حامد فرهی، ساخت تیزر: محمد چیذری، انتخاب موسیقی: مهدی برنس، تایپوگرافی: محمد هاشمی، عکاسان: محمد چیذری، نگار بختیاری، اپراتور صدا: سارا حسینی، اپراتور نور: شبنم نیکوبخت، طراح نور: رهی بالائی، طراح لباس: مهدی برنس، دوخت و اجرا: هانیه تجریشی، طراح صحنه: مهدی برنس، دستیار لباس: ستاره مراد، هانیه کلانتری، دستیاران صحنه: نگین خسروی، الینا صفرائی، مشاور رسانهای: پیام احمدی کاشانی، مدیر تبلیغات، روابط عمومی: علیرضا یونسی
علاقمندان برای تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
دبیرخانه «رویداد تئاتر ماسک» با انتشار فراخوان رسمی، از آغاز دور دوم این رویداد خبر داد.فراخوان دور دوم «رویداد تئاتر ماسک» منتشر شدبه گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، دبیرخانه «رویداد تئاتر ماسک» با انتشار فراخوان رسمی، از آغاز دور دوم این رویداد خبر داد. این فراخوان درحالی منتشر میشود که دور نخست این رویداد با استقبال قابلتوجه هنرمندان مواجه شده و هماکنون هفته نخست مهرماه با حضور ۱۲ اثر منتخب در تماشاخانه سیمرغ (بنیاد بیدل دهلوی) در حال برگزاری است. رویداد تئاتر ماسک، با رویکرد حمایت از آثار خلاقانه و نوگرا، بستری را فراهم کرده است که برگزیدگان آن علاوهبر دریافت تندیس رویداد، از حمایتهای تخصصی و مالی برای اجرای عمومی بهرهمند شوند. رویداد تئاتر ماسک با رویکرد حمایت از آثار خلاقانه و نوگرا، بستری را فراهم کرده است که برگزیدگان آن علاوه بر دریافت تندیس رویداد، از حمایتهای تخصصی و مالی برای اجرای عموم برخوردار شوند. دبیرخانه رویداد اعلام کرده است که دور دوم این رویداد بلافاصله پس از مراسم اختتامیه دور نخست آغاز خواهد شد. برخلاف دور اول که محدود به آثار مونولوگ و دوئت بود، در دور دوم تمامی گروههای نمایشی از مونولوگ تا گروههای چهارنفره میتوانند آثار خود را ارسال کنند.
شرایط پذیرش آثار
قالب اجرا: آثار در قالب گروههای تکنفره (مونولوگ)، دونفره تا چهارنفره پذیرفته میشوند.
زمان: مدتزمان آثار مونولوگ حداکثر ۱۵ دقیقه و آثار گروههای دیگر بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه تعیین شده است.
محورهای کیفی: آثار ارسالی باید دارای رویکردی معاصر و بیانی نو باشند.
نحوه انتخاب: ارزیابی آثار بهصورت بازبینی حضوری خواهد بود؛ لذا آمادگی هنرمندان برای اجرای زنده جهت بازبینی الزامی است.
این رویداد ویژهای برای مؤسسات و آموزشگاههای بازیگری نیز در نظر گرفته است و از تمامی این مراکز دعوت میکند تا هنرجویان مستعد خود را برای حضور در این آوردگاه هنری معرفی نمایند.
علاقهمندان برای شرکت در این رویداد میتوانند جهت دریافت فرم ثبتنام و کسب اطلاعات تکمیلی با دبیرخانه رویداد از طریق شماره تماس ۰۹۳۶۱۵۴۸۳۲۱ در ارتباط باشند. رویداد تئاتر ماسک با شعار «در رویداد تئاتر ماسک؛ هنر محاسبه میشود»، تماشاخانه سیمرغ (بنیاد بیدل دهلوی) را بهعنوان پایگاه اصلی اجراهای خود در دور دوم نیز در نظر گرفته است.