نمایش «رویای آمریکایی» به کارگردانی علی حضرتی پس از دو دوره اجرای موفق، دور سوم اجرای خود را به تهیه کنندگی محمد ذوالفقاری در تئاتر هامون آغاز میکند.دور سوم نمایش «رویای آمریکایی» به تئاتر هامون رسید.به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «رویای آمریکایی» برگرفته از نمایشنامه «باغ وحش شیشهای» نوشته تنسی ویلیامز به کارگردانی علی حضرتی پس از دو دوره اجرای موفق، در دور سوم اجرای خود به تهیه کنندگی محمد ذوالفقاری از یکشنبه ۱۲ام مهرماه در تئاتر هامون روی صحنه میرود. دراماتورژی این اثر را نیز علی حضرتی و هلیا خدابخش مشترکا برعهده دارند.
«رویای آمریکایی» برداشتی هجوآمیز و پارودیک از «باغوحش شیشهای» تنسی ویلیامز است؛ تلاشی برای بازخوانی جهان اثر از زاویهای طنزآمیز و متفاوت.
در این نمایش ۷۵ دقیقهای، امیر کردی، نیوشا نیکبخش، زهره خزایی، احمدرضا میررجبی، محمدجواد رضوانی، مهیار مسیبزاده به ایفای میپردازند. گفتنیست علی احمدی به عنوان مشاور کارگردان، این پروژه را همراهی میکند.
در خلاصه این اثر آمده: این خانه پر از حرف است؛ از گذشته، از آینده، از آدمهایی که رفتهاند و آدمهایی که هنوز نیامدهاند. اما ظاهراً هیچکس حواسش به چیزی که همین حالا در این خانه میگذرد نیست.
از دیگر عوامل این اثر نمایشی میتوان به سرمایه گذار: امیر خطیبی، مجری طرح: امیر پارسائیانمهر، طراح نور: میلاد الهی، طراح پوستر و گرافیک: علیرضا محمدیان، طراح لباس: نازنین میچانی، عاطفه کبیری، طراح و مجری گریم: ملیکا حسین، طراح صحنه: سهیلا عزیزی، آرمین کامران، مدیر پروژه: مهیار مسیب زاده، مدیر تولید: آرمین کامران، دستیار اول کارگردان: مبینا گل یخ، جانشین تهیهکننده: باران برومند، دستیار دوم کارگردان: محدثه رحیمی، مدیر صحنه: ریحانه ثابتی، دستیار صحنه: کیارش قاجار، یگانه صفدری، دستیار لباس: سما گلپایگانی، اپراتور نور: مهدی گیوی، مهندس صدا: حسام سیاوشی، مدیر تبلیغات: امیر پارسائیانمهر، مشاور رسانه: پارسا اسماعیلی، مدیریت محتوا، کارگردان تیزر: سپهر علیمحمدی، موشن گرافیک: مجتبی رحامیان، عکاس: رضا جاویدی، فیلمبردار و عکاس پشتصحنه: عارف سلجوقی، تولید محتوای اجرایی: مهبد نصیری اشاره کرد. دور سوم اجرای «رویای آمریکایی» محصول کمپانی بینالمللی KIMIA ARTS است.
علاقمندان میتوانند جهت تهیه بلیت روزهای نخستین این نمایش و کسب اطلاعات بیشتر، به سایت تیوال مراجعه کنند.
«الکترا» به کارگردانی فرزاد امینی در ایتالیا روی صحنه رفتروایت تراژدی قساوت در فستیوال«در سایه گروتفسکی» ایتالیانمایش «الکترا» به کارگردانی فرزاد امینی، روزهای ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، در هفتهٔ فستیوال «در سایهٔ گروتفسکی» در تئاتر تاسکابیلهٔ برگامو ایتالیا روی صحنه رفت.
این اثر نمایشی با بازی نازنینزهرا برومند، یاسمن مومنی، رضا حاجیحسینی و غزل کوچکبیگ اجرا شد و بهناز علیآبادی طراحی لباس آن را بر عهده داشت.
«الکترا» در حضور مخاطبان ایتالیایی، در فستیوالی که به میراث و تأثیرات هنری یرژی گروتفسکی اختصاص داشت و در حضور توماس ریچاردز و دیگر گروتفسکی شناسان برجسته به اجرا درآمد؛ حضوری که زمینهای برای ارائه این اثر در فضای بینالمللی تئاتر فراهم کرد.
اجرای «الکترا» در تئاتر تاسکابیلهٔ برگامو، بخشی از اجراهای هفتهٔ فستیوال «در سایهٔ گروتفسکی» بود؛ رویدادی که نام خود را از یکی از جریانهای تأثیرگذار تئاتر معاصر وام گرفته است.
نشست خبری اولین جشنواره ملی «مونولوگ تهران» که از سراسر کشور متقاضی می پذیردریال شامگاه پنجشنبه دوم مهرماه با حضور رییس جشنواره و اعضای هیئت داوران و همراهی برخی مسئولان در هتل پرشین پلازا برگزار شد.به گزارش روابط عمومی، نشست خبری اولین جشنواره ملی «مونولوگ تهران»، روز پنجشنبه دوم مهرماه با حضور رییس جشنواره و تعدادی از دست اندرکاران این رویداد، در هتل پرشین پلازا برگزار شد. محمدرضا علیزاده (رییس جشنواره، رییس شورای سیاست گذاری جشنواره و مدیرعامل خانه هنر ایرانیان)، حمیدرضا صفار (دبیر اجرایی جشنواره)، امیر دژاکام (دبیر علمی هنری جشنواره)، بهرام ابراهیمی (رییس هیئت داوران)، مجید قناد (رییس هیئت داوران بخش کودک)، سیمین امیریان (رییس داوری بخش مقالات و پژوهش)، روجا علیزاده (رییس دانشکده هنر و معماری)، الهه رضایی (داور بخش کودک)، مجید لاسمی (داور بخش کودک)، رمضان بصیرت (رییس انجمن تئاتر ایران)، غلامحسین شاهعلی (رییس تالار محراب)، با همراهی تعدادی از هنرمندان و اهالی رسانه در این رویداد حضور داشتند.
همچنین تیمی هنری از هنرمندان عرصه نمایش نیز در این رویداد حضور داشت و اجرا را همراهی کرد.
در ابتدای مراسم محمدرضا علیزاده (رییس جشنواره) به حاضران، خوشامد گفت. پس از او حمیدرضا صفار (دبیر اجرایی جشنواره) دقایقی با حاضران در برنامه صحبت کرد.
توضیحاتی درباره زمان و مکان های برگزاری جشنواره
صفار گفت: جشنواره «مونولوگ تهران» انشالله در آذرماه امسال، برگزار میشود و در این جلسه اعلام فراخوان و رونمایی از پوستر را خواهیم داشت.
حمیدرضا صفار افزود: تا ۱۵ آبان ماه نیز مهلت ارسال آثار در قالب فیلم است و در هفته ابتدایی، بازبینی فیلمها انجام خواهد شد.
صفار در ادامه صحبت هایش درباره مکان های اجرای نمایش های جشنواره «مونولوگ تهران» نیز بیان کرد: مکان اجراهای نمایش های بخش بزرگسال سالن محراب و محل اجرای نمایش های بخش کودک و نوجوان سالن نوفل لوشاتو خواهد بود.
او درباره بخش های دیگر جشنواره نیز گفت: بخش مقالات و بخش علمی هم به دیگر بخش های جشنواره افزوده شده است.
نگاه علمی به مقوله «مونولوگ»
صفار توضیح داد: یکی از چالش هایی که همیشه وجود داشته بخش داوری آثار است و خب مقوله مونولوگ باید مشخصه هایی داشته باشد. انشالله قرار است در بخش علمی جشنواره، متقاضیان مقالات خودشان را ارائه کنند. هدف این است که با حضور عزیزان پژوهشگر به مقوله مونولوگ نگاهی علمی داشته باشیم. ما نیز در ادامه این مقالات علمی را منتشر کرده و در اختیار گروه ها قرار خواهیم داد و در مجلات و نشریه های معتبر نیز منتشر خواهند شد؛ تا به این واسطه بخشی از چالش ها را برای برخی افراد و گروه های نمایشی رفع نماییم.
توضیحات رییس جشنواره ملی «مونولوگ تهران»
پس از صحبت های صفار، محمد علیزاده: (رییس جشنواره) خطاب به حاضران گفت: قبل از توضیحات استاد دژاکام لازم می دانم بگویم که از همان ابتدا و بدو ایده این رویداد، مزاحم ایشان شدیم و کنارمان بودند. در این میان یکی از سعادت های ما حضور خانم دکتر سیمین امیریان است که به واسطه استاد دژاکام از ایشان دعوت به عمل آورده ایم و حال در کنارمان هستند.
علیزاده بیان کرد: خانم سیمین امیریان قرار است به عنوان رییس داوری بخش مقالات و پژوهش، در کنار ما باشند. در این بخش خانم علیزاده رییس دانشکده هنرو معماری مرکز دانشگاه آزاد را داریم. از اینکه دعوت ما را پذیرفتند ممنونم و به ایشان خوشامد می گویم.
او گفت: از اتفاقات دیگر این جشنواره حضور آقای بصیرت (رییس انجمن نمایش ایران) است که از وجود ایشان نیز بهره خواهیم برد و به ما کمک خواهند کرد. از رؤسای انجمن نمایش های شهرستان های استان تهران نیز ممنونم که تشریف آورند. همینطور از اهالی مطبوعات و خبرنگاران نیز بابت حضورشان در این نشست خبری کمال تشکر را دارم.
محمدرضا علیزاده در ادامه صحبت هایش به توضیحاتی درباره بخش کودک و نوجوان جشنواره ملی «مونولوگ تهران» پرداخت.
او گفت: اگر به کودکی خودمان بنگریم استاد مجید قناد عزیز را به یاد می آوریم که حال در بخش کودک و نوجوان ما را همراهی می کنند. خانم الهه رضایی مجری برنامه های کودک و نوجوان نیز در این بخش کنارمان هستند و از تجربیاتشان استفاده خواهیم کرد. همچنین در این بخش در خدمت جناب لاسمی نیز خواهیم بود.
متقاضیان برای ثبت نام به سایت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنند
مدیرعامل خانه هنر ایرانیان، گفت: لازم می دانم از فردی که به برگزاری این نشست کمک کرد نیز، تشکر کنم؛ استاد امیر دژاکام که در کنار من و خانه هنر ایرانیان؛ که بخش خصوصی است، هستند.
محمدرضا علیزاده در بخش دیگری از صحبت هایش با بیان اینکه موسسه آریان من، پرگاس نیز در کنار خانه هنر ایرانیان از حامیان اولین دوره جشنواره ملی «مونولوگ تهران»، محسوب می شوند، از متقاضیان سراسر کشور خواست برای ثبت نام در جشنواره ملی «مونولوگ تهران» به سایت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنند.
توضیحاتی درباره «لکچر پرفورمنس»
در ادامه برنامه امیر دژاکام (دبیر علمی هنری جشنواره) با خواندن چند بیت شعر، سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: بیست و خرده ای سال است که مبحث مدیریت را بوسیده ام و کنار گذاشته ام. وقتی آقای دکتر علیزاده موضوع را با من مطرح کردند، دیدم عرصه خوبی است، چرا که مونولوگ مقوله ای قدیمی است و حال شکلی مدرن به خود گرفته است.
او در ادامه اذعان داشت: همه شما نقالی را به خوبی می شناسید و نام عاشیق ها را شنیده اید که می نوازند و اجرا می کنند. بنابراین مونولوگ هم حالتی قدیمی است و هم مدرن!
وی گفت: لکچرپرفورمنس شکلی جدید است که از علم وارد هنر تئاتر شده است. این شکل در کشور ظرفیت بالایی دارد و جای صدها اجرا داریم.
دژاکام ادامه داد: من چهل سال تدریس کردم و میدانم هنر نمایشی ما این توانایی را دارد که صد مونولوگ به ما بدهد. مونولوگ همهجا قابل اجراست و همین جذابیت بود که مرا وسوسه کرد تا در اولین دوره جشنواره ملی «مونولوگ تهران» حضور یابم.
تیم های داوری از بهترین های تئاتر کشور هستند
دژاکام با اشاره به اینکه تیم های داوری جشنواره بهترین های حال حاضر کشور هستند، گفت: هیئت انتخاب ما آقای حمیدرضا نعیمی است که خود نویسنده و کارگردان بسیار خوبی است. ایوب آقاخانی نیز دبیر شورای نظارت هستند که نویسنده و کارگردان هستند. مهرداد کوروش نیای عزیز را نیز کنارمان داریم که نویسنده و کارگردان است. کلا تلاش مان این بوده اعضای همه تیم ها کننده کار باشند.
او بیان کرد: در هیئت داوران، بهرام ابراهیمی را داریم که استاد ما هستند. ایشان پنجاه سال است که به صورت شبانه روزی مشغول فعالیت است. چند سال پیش بود که برای پنجاه سال فعالیت ایشان رویدادی برگزار کردیم. الان نمی دانم چقدر از آن زمان گذشته و چند سال پیش بوده است. آقای ابراهیمی رییس هیئت داوران هستند. خانم دکتر سیمین امیریان نیز لطف کردند و دعوت حضور در جشنواره را قبول کردند. ما بخشی داریم با عنوان نمایشنامه نویسی و پژوهش، که خانم امیریان بررسی آثار این بخش را به عهده خواهند داشت.
جشنواره «مونولوگ تهران» زیر چتر هیچکس نیست
دژاکام در بخش دیگری از صحبت هایش، ضمن تقدیر از زحمات مدیرعامل خانه هنر ایرانیان گفت: من فقط اندیشیده ام و بلند بلند فکر کرده ام و افکارم را با آقای محمدرضا علیزاده در میان گذاشته ام. در واقع این آقای علیزاده بوده که تمام کارها را انجام داده است.
این کارگردان تئاتر و مدرس دانشگاه، گفت: به این رویداد خوشبین هستند و فکر می کنم اتفاقات خوبی رخ خواهد داد.
وی افزود: جشنواره ملی «مونولوگ تهران» رویدادی مستقل است و زیر چتر هیچ کسی نیست. از سویی آقای اصغر خلیلی مدیر فعلی مجموعه تئاتر شهر را داریم که یکی از اعضای تیم انتخاب هستند. با این تفاسیر می توان گفت تقریبا همه خوبان کنار هم جمع شده اند. دژاکام تاکید کرد: مطمئن هستم با حمایت شما اتفاقات بزرگی رخ خواهد داد.
یک جایزه صد میلیونی دیگر!
دژاکام همچنین از وجود یک جایزه صد میلیون تومانی دیگر خبر داد که از سوی رییس انجمن های نمایش به جشنواره اضافه شده است.
این مدرس تئاتر، ادامه داد: حال باید گفت دو جایزه صد میلیونی داریم و این رییس شورای سیاست گذاری است که تصمیم می گیرد این صد میلیون را چگونه و به چه کسی اهدا کند.
همکاری تئاتر شهر با جشنواره
امیر دژاکام در ادامه به همکاری دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر با جشنواره ملی «مونولوگ تهران» پرداخت و گفت: جشنواره تئاتر فجر نیز قول داده یکی از آثار را در این رویداد بپذیرد. تئاتر شهر نیز قول داده که یکی از نمایش ها در مجموعه تئاتر شهر اجرا شود. حتی ممکن است این یک اجرا به چند اجرا برسد؛ چرا که اجرای یک مونولوگ مثلا پنجاه دقیقه ای در سالنی چون سایه یا کارگاه نمایش، اصلا اتفاق پیچیده ای نیست.
او ادامه داد: حتی این مونولوگ ها را می توان در لابی سالن اصلی و دیگر بخش های مجموعه تئاتر شهر هم اجرا کرد. چنین اتفاقی به لحاظ زیباییشناسی بسیار جذاب خواهد بود. همین موارد است که به زندگی ما یک رنگ و بوی تازه می دهد. چهار تابلوی نقاشی، دیدن چند تئاتر و مواردی از این دست است که به زندگی ما رنگ و بویی تازه می دهد.
تلاش برای کمک به جوانان/آرزوی داشتن نمایش ملی
دژاکام گفت: امیدوارم روزی برسد نمایش ملی داشته باشیم. ملی یعنی اثری که همه آحاد ملت ایران بتوانند راحت بروند و به تماشای اثر بنشینند. و امیدوارم بتوانیم به این واسطه زندگی را کمی قابل تحمل کنیم. به قول نیچه اگر هنر نبود واقعیت ما را می کشت! خیالهای ما اگر زیبا نباشند، بعید است زندگی ما زیبا شود. آنچه از ذهن و ساحت خیال میگذرد، روزی تحقق مییابد. کافی است به آثار ژول ورن نگاهی بیندازید پیش تر چنین اتفاقی رخ داده است.
دژاکام بیان کرد: آدمی با خواسته هایش یک قدم فاصله دارد و آن قدم باور است. من باور کرده ام که جشنواره «مونولوگ تهران»، می تواند به جوان های کشور کمک کند و به همین دلیل قدم پیش نهادم. به آقای علیزاده هم گفتم من مقام رسمی نیستم و نمی توانم و نمی خواهم چنین باشم. این انتخاب من است. تقسیمات زبان رسمی و غیر رسمی مقوله ای فلسفی است که من می پسندم دومی باشم. زبان غیررسمی راستگوست و ریا ندارد.
تعداد اجراهای عمومی بیشتر می شود!
دژاکام گفت: صمیمانه از رئیس شورای سیاستگذاری ممنونم، چون خیلی زحمت کشیده است. وجود تکتک آدمهای اینجا همه محبت است. وجود بهرام ابراهیمی را به تنهایی کافی می دانم. ایشان با بزرگانی چون زنده یاد بهرام بیضایی و دکتر رفیعی همکاری داشته است. کارگردانی نیست که با بهرام ابراهیمی همکاری نکرده باشد. ایشان به گمانم فقط با خودم درچهار، پنج اثر همکاری داشته است.
او بیان کرد: خانم امیریان نه به خاطر اینکه همسر من است، اینجا حاضر است. ایشان شخصیتی کاملا مستقل دارند و کتاب های متعدد در کارنامه دارند. ایشان از صبح تا شب با دانشجویانش مشغول است مدام در حال پاسخ دادن تلفن های آنها و اساتید است. خانم دکتر علیزاده نیز به عنوان رییس دانشکده هنر و معماری اینجا هستند و گمانم این است حال که حضور دارند، حمایت های ایشان را نیز خواهیم داشت.
دژاکام در پایان گفت: فرصت اجرا برای جوانها اهمیت زیادی دارد و قول میدهم به هر تعداد اجرا افزایش دهم، چون میدانم فرصت اجرا برای جوانها مهم است.
توضیحات بهرام ابراهیمی درباره مقوله «مونولوگ»
بهرام ابراهیمی (رییس هیئت داوران) نیز در میانه برنامه دقایقی با حاضران صحبت کرد.
او بیان کرد: من همیشه زمانی که پشت میکروفن قرار می گیرم، حرفهایم یادم میرود. حوصله صحبت طولانی ندارم.
او با اشاره به اینکه ممکن است آثار ارسالی به جشنواره ملی مونولوگ عجیب و غریب باشند، افزود: باید بگویم در قرن حاضر، به دلیل وجود شبکهها، تنوعی در ارتباطات مردم با هم، به وجود آمده است. مثلاً الان افرادی را داریم که پادکست گوش میکنند. آیا میتوانیم بگوییم پادکست؛ «مونولوگ» است؟ یا خیر؟ میتوانیم بگوییم دلنوشته «مونولوگ» است یا خیر؟
وی افزود: اتفاقا پایاننامه من نیز مونولوگی بیست و سه صفحهای نوشته محمد چرمشیر بود. دو، سه سال پیش هم اثری را اجرا کردم که آن هم مونولوگ بود؛ لذا میدانم که ممکن است آثاری که میرسد، تنوعی عجیب و غریب داشته باشد.
ابراهیمی تاکید کرد: مونولوگ پیچیدگیهای عجیب دارد. کار سختی پیش روی ماست و امیدوارم که بتوانیم روسفید از این ماجرا بیرون بیاییم.
حال که تلویزیون نداریم تئاتر هست!
پس از بهرام ابراهیمی، مجید قناد (رییس هیئت داوران بخش کودک) نیز ضمن سلام به اساتید جمع و حاضران در جملاتی کوتاه گفت: به همگی برای برگزاری جشنواره ملی «مونولوگ» خداقوت می گویم.
او افزود: این جشنواره شروعی برای جذب بچهها به نمایش است. بچهها باید خیلی خوشحال باشند که بزرگوارانی چون شما برایشان فکر میکنید و خوش به حال آنها. درست است که این روزها تلویزیون نداریم؛ اما می بینیم که بچه ها به تئاتر روی آورده اند. این خیلی خوب است که ما توانسته ایم از این طریق بچه ها را به نمایش جذب کنیم.
او درباره اولین دوره جشنواره ملی «مونولوگ تهران» نیز گفت: در حال برگزاری اولین دوره هستیم و این تازه شروع است؛ لذا آزمون و خطاهایی نیز وجود دارد. همینطور که پیش می رویم به این معناست که بچه ها کمک کرده ایم.
خاطره ای از سالهای دور/همه شرکت کنندگان موردتوجه هستند!
قناد اذعان داشت: روزی با خانم الهه رضایی درباره آن زمانی صحبت می کردم که نقاشی بچه ها از تلویزیون پخش می شد. گونی گونی نقاشی به تلویزیون می رسید و در نهایت طی یک ماه مثلا پانصدتای آنها از تلویزیون پخش می شد. بیشتر بچه ها همچنان منتظر می ماندند که نقاشی شان از تلویزیون پخش شود. اما دوستان عزیز دست اندر کار آن مقطع، نشستند و فکر کردند که برای این دسته از بچه ها چه می توانند بکنند. به این نتیجه رسیدند که برای تمام بچه هایی که نقاشی ارسال کرده اند از سوی صدا و سیما کارتی را ارسال کنند تا به این واسط بگویند نقاشی شما به گروه کودک رسید. خوشبختانه در این جشنواره نیز چنین کار زیبایی انجام خواهد شد.
مثلا اگر قرار است سی اثر برای حضور در جشنواره انتخاب شوند، اما خیلی ها شرکت می کنند، آنها نیز باید ببیند که مور توجه قرار گرفته اند و آن کارت را خواهند داشت. این اتفاق خوب است.
دانشگاه کودک و نوجوان راه اندازی می شود!
قناد ادامه داد: به این فکر کردیم که دانشگاه کودک و نوجوان داشته باشیم. کسانی که می خواهند برای کودکان کار کنند باید آن رویه دانشگاهی را بدانند و بلد باشند. آنها می آموزند که با کودک، نوجوان و خردسال چگونه کار کنند. انجام این کار کمی پیش رفته و درس ها مشخص شده است. در ادامه نیز انشالله از آقای دژاکام و دیگر بزرگان کمک بگیریم تا به این واسطه کارهای بهتری انجام دهیم.
مجید قناد در پایان ضمن ابراز تاسف از کمبود سالن های تخصصی نمایش کودک و نوجوان، گفت: اگر پدر و مادرها نتوانند بچه ها را تشویق کنند، آنها به واسطه همین جشنواره مورد تشویق قرار می گیرند.
در پایان با حضور مسئولان پوستر جشنواره رونمایی شد و پیش از آن احکام دبیران و اعضای علمی اولین جشنواره ملی «مونولوگ تهران» توسط محمدرضا علیزاده به آنها اهدا شد.
مسعود والا پس از چهار سال فعالیت در عرصه تهیهکنندگی تئاتر، اینبار با نمایش «قطعه یک، ردیف یک» نخستین تجربه خود در مقام کارگردان را پشت سر میگذارد.والا در چهار سال گذشته تهیهکنندگی آثاری چون «ایرج، زهره، منوچهر»، «شیزوفرنی»، «مادر کیو» و ... را برعهده داشته و در مجموع نزدیک به ۷۰۰ شب اجرای تئاتر را به عنوان تهیهکننده در کارنامه خود ثبت کرده است. او حالا پس از این تجربه، وارد عرصه کارگردانی شده و نخستین اثر خود را از ۱۵ مهرماه در سالن مهرگان روی صحنه میبرد.
«قطعه یک، ردیف یک» روایتی متفاوت از جهان پس از مرگ دارد؛ جایی که «میلاد»، متوفی سال ۱۴۰۵، از بد روزگار همسایه «رحمت»، متوفی سال ۱۳۵۵، میشود. این همسایگی عجیب، اتفاقات و چالشهایی عاشقانه و شاعرانه را میان این دو رقم میزند؛ اتفاقاتی که همگی در «قطعه یک، ردیف یک» به وقوع میپیوندند.
میرطاهر مظلومی، رضا مولایی، ریحانه سلامت، نیلوفر ذوالفقاری، امیررضا کوشانی و متین فرهنگ بازیگران این نمایش هستند.
نمایش «قطعه یک، ردیف یک» به کارگردانی مسعود والا از ۱۵ مهرماه در سالن مهرگان روی صحنه خواهد رفت و خرید بلیت این نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.
نمایش جاده قرمز به نویسندگی مسعود ترابی و کارگردانی کامبیز نیکآمیز از مهرماه میزبان علاقهمندان به تئاتر میشود.نمایش «جاده قرمز» در تالار محراب روی صحنه میرود.
«نویز ۳۰۷» در چهار جشنواره در ایتالیافیلم کوتاه «نویز ۳۰۷» در ادامه مسیر جشنوارهای خود، در چهار جشنواره در ایتالیا حضور خواهد داشت.این فیلم به کارگردانی حسین بهاری و تهیهکنندگی یوسف آقایی و حسین بهاری، در بیست و سومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم سالنتو (Salento International Film Festival) بهعنوان یکی از آثار منتخب پذیرفته شده است. این جشنواره که از سال ۲۰۰۴ فعالیت خود را آغاز کرده و بهعنوان یکی از رویدادهای معتبر سینمای مستقل در جنوب ایتالیا شناخته میشود، از ۳ تا ۸ نوامبر ۲۰۲۶ در شهر تریکازه (Tricase)، در استان لچه، برگزار خواهد شد.
«نویز ۳۰۷» همچنین در پانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه مستقل Corto di Sera انتخاب شده و از ۱۰ تا ۱۳ اوت ۲۰۲۶ در شهر ایتالای (Itala)، در استان مسینا، به نمایش درمیآید. در ادامه، فیلم در دهمین دوره جشنواره بینالمللی Nebrodi Cinema DOC 2026، در بخش Cortometraggi Accademie e Scuole di Cinema، نامزد دریافت جایزه شده است. این جشنواره از ۲۱ تا ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ در شهر ناسو (Naso)، در استان مسینا و در جزیره سیسیل، برگزار خواهد شد. در پایان، فیلم در سومین دوره INNOVART Film Festival نیز بهعنوان یکی از آثار منتخب جشنواره پذیرفته شده است. این جشنواره در شهر سنسباستیانو کورونه (San Sebastiano Curone)، در منطقه پیمونت ایتالیا، برگزار میشود. در خلاصه داستان این فیلم آمده است که: «وقتی صدای مرموزی نظم کلاس یک معلم سختگیر را بر هم میزند، او دانشآموزان را یکییکی اخراج میکند تا مقصر را پیدا کند...»
عوامل سازنده این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: حسین بهاری|تهیهکنندگان: یوسف آقایی، حسین بهاری|بازیگر: وحید نفر|مدیر فیلمبرداری: سیامک خادمی|تدوین: احسان خانی گلستان|مجری طرح: وحید مروتی|مشاور کارگردان: سینا قاسمی موسوی|طراحی صحنه و لباس: مائده وفاداری|گریمور: محدثه منصوری|صدابرداری و صداگذاری: امید کریم|موسیقی: شاهین علیخانی|بازیگردان: داوود طهماسبی|منشی صحنه: نیکی مالمیر|برنامهریز: مبین اسدی|گروه کارگردانی: داوود طهماسبی، حسین قهرمانی، زینب عزیزیان، آتنا نجفی|رنگپرداز: امید آقاتقی|مدیر تولید: محمدامین خادمیان|تدارکات: امین صالحی، عارف حبیبی|جلوههای ویژه بصری: جواد حسینی|عکاس پشت صحنه و پوستر: ملیکا مصفا|مدیر روابط عمومی پروژه: رضا پورحسین|طراحی پوستر: شقایق بیاتی|بازیگران خردسال: فرهام نجفی، پرهام نجفی، رایان نصیرپور، محمدصدرا قاسمی، امیرکیان دریاباری، رادین ابوالزاده، محمدرضا خزائی پرویز، سام علیپور، حسام علیپور، طاها رزمی، ایلیا فکری، محمدمهیار رحیمی، بهراد احمدیفرد، محمد محسنی، امیرعلی اسماعیلی|دستیار اول فیلمبردار: متین نجف|گروه فیلمبرداری: جواد مومنی، یونس فولادی|دستیار طراحی صحنه: محمد کریمپور اصفهانی|با تشکر از آموزشگاه بازیگری و فیلمسازی هنر و سینما
نمایش «حوصله بحر» به نویسندگی علیرضا اسماعیلپور و کارگردانی نیاز اسماعیلپور، از یکم مهر در تماشاخانه مهرگان روی صحنه میرود.«حوصله بحر» به مهرگان میآیدبه گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «حوصله بحر» یک درام اجتماعی تاریخی است که در قالب اجرایی رئال و روایی، داستان ۲ خواهر را روایت میکند که در مسیر مهاجرت گرفتار طوفان شده و پس از غرق شدن کشتی، به جزیرهای متروک پناه میبرند؛ موقعیتی که آنها را با انتخابی میان ماندن و رفتن مواجه میکند.
مریم باقری و شقایق بهرامی بازیگران این نمایش هستند. حامد منشادی مشاور کارگردان، یاسمین پدرامپور دستیار کارگردان، مژگان طاهریتفتی طراح صحنه، پریا الماسی طراح لباس و سهراب جمالی طراح حرکت این اثر هستند.
این نمایش پیش از این در قالب نمایشنامهخوانی در سینما فلسطین اجرا شده و اجرای پیش رو نخستین اجرای صحنهای «حوصله بحر» است.
«حوصله بحر» از ۱ تا ۲۴ مهر، ساعت ۲۱:۳۰ و به مدت ۴۵ دقیقه در سالن شماره ۳ تماشاخانه مهرگان اجرا میشود.
از دیگر عوامل این اثر میتوان به کیهان مرادی دستیار صحنه، علیرضا دربانی طراح گرافیک، امیر نعیمیان عکاس، آرش شیرمحمدی طراح تیزر، یاسمن بخشی موشنگرافی، حمید سلامی مجری نور، محمدسجاد رشیدی (میلاندر مدیا) مسئول دپارتمان رسانه و تبلیغات و امین اسلامی مسئول هماهنگی و عکاس اشاره کرد.
نمایش «حوصله بحر» با حمایت خانه نمایش مهرگان اجرا میشود.
همزمان با رونمایی از پوستر؛«بی/نا بینا» از ۱۳ مهر در عمارت هما روی صحنه میرودنمایش «بی/نا بینا» به نویسندگی و کارگردانی سوران احمدی و به تهیهکنندگی شاهین خلیلی از ۱۳ مهر به عمارت هما میآید و همزمان با رونمایی از پوستر اثر، بازیگران این نمایش معرفی شدند.
به گزارش مشاور رسانهای نمایش، «بی/نا بینا» به نویسندگی و کارگردانی سوران احمدی و به تهیهکنندگی شاهین خلیلی از دوشنبه ۱۳ مهر ماه هر شب ساعت ۲۱ در عمارت هما روی صحنه میرود و بلیت فروشی سه روز نخست این اجرا از امروز ساعت ۱۴ در سایت تیوال آغاز خواهد شد.
همچنین همزمان با آغاز بلیت فروشی این اثر نمایشی و تلفیقی از پوستر آن با طراحی استودیو دارما رونمایی شد.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «زبانم لال، به دور از جان، چشم نداشتیم بهتر نبود؟»
المیرا ناصری، بهار بهمن پور، فرنگیس وزیری، امید عبدالله زاده، حامد اسماعیلی، هدا تورنگ، ویونا محبی، آرسام صادقپور، حسین نیروفری، مصطفی امانی گرمی، شاهین خلیلی، مصطفی شهری، معراج کرمانی، سلوا ملکی پور، علیرضا رشیدی، آریا حدادی، نیلوفر اخوان، یاسمین صادقی، مهسا شریفی، ستاره علیزاده گروه بازیگران «بی/نا بینا» را تشکیل میدهند.
عوامل این نمایش عبارتند از مشاور کارگردان: سروش احمدی، آهنگساز: کوروش خدیوی، طراح ویدئو مپینگ: حجت حاج عبداللهی، طراح نور: رضا ملک زاده، طراح تیزر: حسن خودنگاه، امین حسینی، طراح صحنه: سوران احمدی، سروش احمدی، طراح پوستر و موشن: دارما استودیو، مشاور رسانه ای: فاطمه شوقی، مدیر روابط عمومی: سیدعلی پرپنچی، مدیر تبلیغات: حسن خودنگاه، ایده پرداز تبلیغات میدانی: سجاد رضایی، دستیار کارگردان: آزاده جزایری، دستیار دوم کارگردان: سارینا میرطیبی، ویونا محبی، مدیر تولید: کیانوش فرامرزی نژاد، مدیر صحنه: امین اکبری، دستیار نور: سیدمحمد فاطمی.
به نویسندگی و کارگردانی «میثم شمسیان»:«بر موج دلدار» از ۷ مهر در سالن استاد جعفر والی روی صحنه میرودنمایش «بر موج دلدار» به نویسندگی و کارگردانی میثم شمسیان از سهشنبه ۷ مهرماه اجرای خود را در سالن استاد جعفر والی مجموعه تالار محراب آغاز میکند و تا ۲۴ مهرماه روی صحنه خواهد بود.
این نمایش که در گونه درام قرار میگیرد، با مدتزمان ۷۰ دقیقه، داستان فردی را روایت میکند که در ذهن خود گم شده است؛ روایتی که در معرفی این اثر در تیوال با این عبارت معرفی شده است: «یک نفر در ذهنش گم شده تا شاید ما پیدا شویم…»
«بر موج دلدار» با حضور موسیالرضا مازندرانی، سمیه صباغی، ناصر عزتی، متینه مهدوی، متین کریمی، نازنین خانی، سیده سایان موسوی، حمید احمدی، حامد اکبری وفا، مرتضی فیروزآبادی، سید پارسا امیر احدی و آی سودا سمیری روی صحنه میرود.
بهرام کاظمی بهعنوان مشاور کارگردان در این پروژه حضور داشته و گروه کارگردانی نمایش را مریم حیدرزاده، مهرشاد مرادی، پانیذ دیبه خسروی، شکیلا خانمحمدی، سیده سایان موسوی و نازنین خانی تشکیل میدهند.
طراحی نور نمایش بر عهده مجید احمدآبادی است و میثم شمسیان طراحی صحنه و لباس را انجام داده است. طراحی پوستر و بروشور را مریم شایسته بر عهده دارد و سیده یاسمن موسوی بهعنوان عکاس با این پروژه همکاری میکند.
امیر کیهان سلطانزاده مسئولیت صدابرداری و میکس صدا را بر عهده دارد، بهار پوزشپور طراح گریم است و روابط عمومی نمایش نیز بر عهده طیبه محرمی قرار دارد. این گروه همچنین از فرزاد مهدیپور قدردانی کرده است.
نمایش «بر موج دلدار» از ۷ تا ۲۴ مهرماه، هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در سالن استاد جعفر والی تالار محراب اجرا میشود و علاقهمندان برای تماشای این اثر میتوانند بلیت آن را با بهای ۳۰۰ هزار تومان تهیه کنند.
نخستین «جشنواره ملی مونولوگ تهران» فراخوان داد/جایزه نفر برگزیده ۱۰۰ میلیون تومان! نخستین جشنواره ملی مونولوگ تهران با هدف حمایت از استعدادهای کمتر شناخته شده فراخوان خود را منتشر کرد. این رویداد توسط خانه هنر ایرانیان با ریاست محمدرضا علیزاده برگزار خواهد شد و زمان برگزاری آن از بیست و سوم تا بیست و ششم آذرماه اعلام شده است. متقاضیان میتوانند از سراسر کشور در این رویداد حضور یابند
به گزارش روابط عمومی نخستین جشنواره ملی «مونولوگ تهران»، نخستین دوره این رویداد به دبیری محمدرضا علیزاده، با رویکرد شناسایی و حمایت از استعدادهای تازه و کمترشناخته شده تئاتر، فراخوان خود را منتشر کرد.
این رویداد، تلاش دارد هنرمندانی را مورد توجه قرار دهد که هنوز فرصت حضور در رویدادهای بزرگ و معرفی تواناییهای خود را پیدا نکرده اند؛ تا آنها به این واسطه با تکیه بر توان بازیگری، بیان، بدن و قدرت روایت، بدون اتکا به گروه بزرگ اجرایی، مخاطب را با یک شخصیت و یک روایت همراه نمایند.
متقاضیان میتوانند از سراسر کشور در این رویداد حضور یابند
جایزه صدمیلیون تومانی
گفتنی است نخستین جشنواره ملی «مونولوگ تهران» با اختصاص جایزه ویژه ۱۰۰ میلیون تومانی به هنرمند برگزیده، تلاش دارد، توجه جامعه تئاتر را به یکی از قالبهای مهم و دشوار اجرای نمایشی، یعنی تکگویی و مونولوگ، جلب نماید.
جایزه نفرات اول تا سوم
بر اساس فراخوان جشنواره، جایزه نفرات اول تا سوم نیز به این قرار است؛
نفر اول ۳۰ میلیون تومان
نفر دوم ۲۰ میلیون تومان
نفر سوم ۱۰ میلیون تومان
بخشهای جشنواره/کودک و بزرگسال
در دوره نخست جشنواره ملی «مونولوگ تهران»، علاوه بر بخشهای موضوعی جشنواره، «بخش آزاد»، «نمایشنامهخوانی» و «مقاله» نیز با موضوع مونولوگ در دو بخش «کودک» و «بزرگسال» در نظر گرفته شده است.
تعداد و مدت زمان آثار ارسالی
متقاضیان میتوانند حداکثر ۳ اثر خود را برای حضور در جشنواره ارسال کنند. مدت زمان هر اثر نیز حداکثر ۲۰ دقیقه اعلام شده است.
«مونولوگ چیست؟» /یک صحنه، یک بازیگر؛ یک روایت
«مونولوگ» از جمله قالبهایی است که در آن بازیگر بیش از هر چیز با توان فردی، بیان، بدن، تمرکز و قدرت ارتباط با مخاطب سنجیده میشود. در این میان جشنواره ملی «مونولوگ تهران» تلاش دارد با تمرکز بر همین ویژگیها، فضایی تخصصی برای دیدهشدن هنرمندان و آثاری فراهم کند که قابلیت ارائه در قالب تکگویی نمایشی را دارند.
داوری توسط چهرههای برجسته و معتبر تئاتری
لازم به ذکر است در این رویداد، آثار توسط هیئت انتخاب و داوران که همگی از چهرهها و ظرفیتهای شناخته شده تئاتر هستند مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. اسامی داوران نیز متعاقبا اعلام خواهد شد. .
مهلت ارسال آثار و زمان برگزاری جشنواره
آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره ملی «مونولوگ تهران»، ۲۵ آبان ۱۴۰۵ و زمان برگزاری جشنواره روزهای ۲۳.۲۴، ۲۵ و۲۶ آذرماه ۱۴۰۵ اعلام شده است.
محل برگزاری رویداد
محل برگزاری اجراهای جشنواره تماشاخانه نوفل و محراب تهران خواهد بود.
متقاضیان میتوانند برای مطالعه فراخوان و ثبتنام به سایت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنند.
گفتنی است، این رویداد توسط خانه هنر ایرانیان با مشارکت موسسه پرگاس برگزار میشود.
«شاهکشان؛ روایتی نو از یک تراژدی» مهرماه روی صحنه میرودرونمایی از لوگونمایش «شاهکشان؛ روایتی نو از یک تراژدی» به کارگردانی روحالله صدیقی و تهیهکنندگی آزیتا موگویی مهرماه سالجاری در سالن کُرباکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر در باغ کتاب تهران روی صحنه خواهد رفت.
«شاهکشان؛ روایتی نو از یک تراژدی» یک نمایش در نمایش است که متن کهن را با تاکید بر مفهوم عدالت به عنوان تم اصلی نمایش، به پشت صحنه مرتبط میکند.
در توضیح این نمایش آمده است: «بیعدالتی در طول تاریخ چون سایهای سنگین همراه انسان بوده است. از گذشته تا امروز... این زخم کهنه؛ تازه مانده و هر نسل دوباره آن را زندگی میکند.»
همزمان با تمرینهای گروه، از لوگوی این اثر نمایشی با طراحی محمد صادق زرجویان رونمایی شده است.
جزئیات بیشتر درباره بازیگران، عوامل، زمان دقیق اجرا و نحوه تهیه بلیت نمایش در نمایش «شاهکشان؛ روایتی نو از یک تراژدی» بهزودی اعلام خواهد شد.
افتتاح سالن شماره ۲ تئاتر هامونسالن شماره ۲ مجموعه تئاتر هامون از ابتدای پاییز ۱۴۰۵ به بهرهبرداری میرسد.
مجموعه تئاتر هامون به همت هادی حجازی فر، بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر از سال ۱۳۹۸ فعالیت خود را آغاز کرد.
این مجموعه که پیش از این با یک سالن ۱۳۰ نفره پذیرای گروههای نمایشی و مخاطبان تئاتر بود، از ابتدای مهرماه سالن شماره ۲ خود را با ظرفیت ۱۰۰ صندلی افتتاح میکند.
سالن شماره ۲ مجموعه تئاتر هامون با اجرای نمایش «۶۸ ثانیه بعد از تو» به نویسندگی و کارگردانی امید نیاز افتتاح میشود و در ادامه میزبان نمایش «شوری» به نویسندگی و کارگردانی علی صفری خواهد بود.
همچنین نمایش «اینجا سال مندند» به نویسندگی و کارگردانی مهدی صمیمی و نمایش «مون واک» به نویسندگی و کارگردانی سجاد داغستانی در سالن شماره ۶ روی صحنه خواهند بود.
مجموعه تئاتر هامون در خیابان انقلاب، ابتدای خیابان فلسطین جنوبی واقع شده است.
«مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» به بمبئی میرود.نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی مرجان آقانوری، پس از پایان اجراهای خود در تهران راهی بمبئی هند میشود.به نقل از روابط عمومی پروژه، نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» این روزها در تهران روی صحنه است و تنها ۱۵ اجرای دیگر از این اثر باقی مانده است؛ اجرایی که پس از پایان این شبها، تهران را ترک میکند و در ادامه مسیر خود، مهرماه در شهر بمبئی هند روی صحنه خواهد رفت.
این نمایش که تولید آکادمی گرلز (مؤسسه هنری مهرجان هنر معاصر) است، پیش از این نیز در جشنوارههای سراسری تئاتر حضور داشته و موفق به کسب پنج جایزه شده است. این اثر همچنین در جشنواره هایفست ارمنستان مورد تحسین قرار گرفته و حالا با ادامه مسیر بینالمللی خود، به مخاطبان تئاتر در بمبئی خواهد رسید.
«مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» با تهیهکنندگی و آهنگسازی فواد امیری و با مجریگری طرح خانه تمرین شمس و استودیو ۱۳ تولید شده است.
مرجان آقانوری، علاوه بر نویسندگی، طراحی و کارگردانی این اثر، در کنار ریحان غلامی، محبوبه گمنام، سلاله صفری، آیسان داداشی و ژانیا امیری به ایفای نقش میپردازد.
فواد امیری، مازیار مهرگان و دنیا چاوشی نیز به عنوان بازیگران مدیا در این پروژه حضور دارند و ابراهیم برفرازی به عنوان نقاش با این نمایش همکاری کرده است.
اجرای «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» در تهران همچنان ادامه دارد و تنها ۱۵ اجرای دیگر از این نمایش باقی مانده است. علاقهمندان برای تهیه بلیت و اطلاع از جزئیات اجرا میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
این نمایش پس از پایان اجراهای تهران، در مهرماه راهی بمبئی هند خواهد شد تا اجرای خود را در این شهر ادامه دهد.
فرشته حسینی با «تن منهای من» در مجموعه لبخندپیام قربانی اثر خود را از اواسط اوایل مهرماه اجرا میکند.به گزارش روابط عمومی پروژه، تئاتر پرفورمنس «تن منهای من» با بازی فرشته حسینی به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پیام قربانی، تهیه کنندگی سعید دادگر و نورالدین حیدری ماهر به عنوان مجری طرح در سالن ۴ مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه میرود.
در خلاصه این اثر آمده است: شیرین به تازگی ترک تن کرده… تنش بهای رهاییاش شده و خوراک جهان، حالا با روانی آسوده میان کدهای طبیعت میرقصد… و خود را در آغوش ابدیت جا میکند.
«پیام قربانی» طراح، فیلمساز و هنرمند بصری مستقل در زمینههای مختلف هنری همچون مجسمهسازی، طراحی لباس و طراحی صحنه فعالیت میکند. وی پیش از این در نمایشهای «دیو و دلبر»، «نفرین قحطی زدهگان»، «شازده کوچولو»، «رابین هود»، «بودن پس از حذف» و… در شاخههای گوناگون همکاری داشته است.
تئاتر پرفورمنس «تن منهای من» از ۸ مهر ساعت ۱۹ در سالن ۴ مجموعه تئاتر لبخند اجرا میشود.
میزبانی عمارت نوفللوشاتو از ۹۰ گروه نمایشنامهخوانیرپرتوار نمایشنامهخوانی عمارت نوفللوشاتو با حضور ۹۰ گروه نمایشی از سراسر کشور برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی عمارت نوفللوشاتو، رپرتوار نمایشنامهخوانی عمارت نوفللوشاتو به تهیهکنندگی داوود نامور و دبیری مرتضی صباحی، با هدف حمایت از گروههای نمایشی، ایجاد فرصت اجرا برای گروههای حرفهای و فراهم کردن امکان دیدهشدن آثار گروههای دانشجویی و نوپا برگزار خواهد شد.
در پی انتشار فراخوان این رپرتوار، ۳۳۰ گروه از سراسر کشور متنهای خود را ارسال کردند که پس از بررسی آثار، ۹۰ گروه برای اجرای نمایشنامهخوانی انتخاب شدند.
بر اساس برنامهریزی انجامشده، گروههای منتخب در پاییز و زمستان سال ۱۴۰۵ و در قالب جدولهای اجرایی ۱۵ تایی، هر گروه یک شب در عمارت نوفللوشاتو به اجرای نمایشنامهخوانی میپردازند.
مرتضی صباحی دبیر رپرتوار نمایشنامهخوانی عمارت نوفللوشاتو، درباره اهداف این رویداد گفت: اولین بار است که این حجم نمایشنامهخوانی به صورت حمایتی در یک مجموعه برگزار میشود. نگاه ما در این بخش، حمایتی و تجربی است. تلاش میکنیم فرصتی برای دیدهشدن گروههای مختلف، بهویژه گروههای جوان و نوپا، فراهم کنیم و در کنار آن با متنهای تازه و نویسندگان و کارگردانان جدید نیز آشنا شویم.
وی با اشاره به حضور گروههای حرفهای در این رپرتوار افزود: بخشی از گروههای حاضر، گروههای حرفهای هستند که در کنار گروههای دانشجویی و نوپا در این رویداد حضور خواهند داشت. این اتفاق میتواند فرصتی برای ارائه آثار در یک جدول اجرایی حرفهای باشد.
صباحی همچنین درباره امکان شکلگیری همکاریهای آینده با برخی از گروههای حاضر در رپرتوار بیان کرد: ممکن است از میان این خوانشها و متنها، آثاری برای تولیدات آینده عمارت نوفللوشاتو انتخاب شوند و زمینه همکاری با برخی از این گروهها فراهم شود.
به گفته دبیر این رپرتوار، یکی دیگر از اهداف برگزاری این رویداد، شناسایی متنهای تازه و فراهم کردن بستری برای شنیدهشدن آثار جدید نویسندگان و گروههای نمایشی است.
نمایشنامهخوانی «خروس میخواند» در عمارت نوفللوشاتو اجرا خواهد شدنمایشنامهخوانی «خروس میخواند» به نویسندگی شهرام کرمی و کارگردانی محسن سبزعلی، روز جمعه سوم مهرماه در عمارت نوفللوشاتو اجرا خواهد شد.
این اثر به تهیهکنندگی داود نامور، در ساعت ۱۶:۰۰ به مدت یک ساعت برای علاقهمندان به هنرهای نمایشی اجرا میشود.
در خلاصه داستان این نمایشنامه آمده است: «از دور صدای آواز خروس میآید. بچهها پس از سالها برای حل مشکلات، در خانه پدر جمع شدهاند که با مخالفت او و بازگشت رازآلود برادری گمشده مواجه میشوند.» در این نمایشنامهخوانی هنرمندانی چون علی یعقوبزاده، زهره صادقیان، ابوذر (کیانمهر) غفاری، یاشار خمسه، مهدی اسکندری، مژده رنجبری و محسن سبزعلی به ایفای نقش میپردازند.
عوامل این اثر عبارتند از: مشاور کارگردان: دکتر علی یعقوبزاده، دبیر رپرتوار: مرتضی صباحی، صحنهخوان: مهسا جمالی، مدیربرنامهریزی: علیرضا سبزعلی، دستیار کارگردان: معصومه خوشاندام، منشی صحنه: فروزان باقری، مجری گریم: پریسا ملکی، موسیقی: بنیامین فضلی، طراح صحنه: مهسا جمالی، طراح پوستر: مسعود غلامیان، اتاق فرمان: معصومه خوشاندام، تدارکات: محمد طالب لو، عکاس و تیزر: وحید دهرویه، فیلمبردار و مشاور رسانه: پیام احمدی کاشانی، مدیر هماهنگی و تبلیغات: حمید ناصر و آرش نوری، با همکاری گروه هنری سبز نگار و گروه هنری قلمرو.
علاقهمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سایت «تیوال» مراجعه کنند.
نمایش «بکاستیج» به کارگردانی حسین کشفی اصل، اجراهای خود را از روز چهارشنبه، اول مهرماه در تماشاخانه هیلاج آغاز میکند.به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «بکاستیج» به نویسندگی آیت نتاج و طراحی و کارگردانی حسین کشفی اصل، از یکم مهرماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود. تهیهکنندگی این نمایش را، مهتاب باجلان بر عهده دارد.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «یک گروه تئاتری تصمیم دارد نمایش هملت را به روی صحنه ببرد اما روابط پشت صحنه آنها مانع از این اتفاق است».
محمد امین، مهتاب باجلان، کوثر باصری، حامی حاتمی، مصطفی خسروجردی، مانا دارابی، صبا سبحانی، میکائیل ضیائیفرد، محمدرضا علیمحمدی و محسن میرزاخانی (به ترتیب حروف الفبا) در نمایش «بکاستیج» ایفای نقش میکنند.
سایر عوامل نمایش نیز عبارتند از: سعید سیادت (مجری طرح)، حسین کشفیاصل (طراح صحنه و لباس)، مجید سیادت (طراح نور)، اشکان قازانچایی (طراح گرافیک)، امیر چاووشی (آهنگساز)، پرویز گوهریراد (عکاس)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
کشفی اصل، پیش از این نمایشهای موفق و پر مخاطبی مانند «پزشک پوشالی»،«افرای ژاپنی»،«زوج ناجور»، «سوءتفاهم»، «عددهای نشده»، «لئوناردو داوودنژاد» و «تجربههای اخیر» را در مقام کارگردان روی صحنه برده است.
گفتنیست نمایش «بکاستیج» به تهیهکنندگی مهتاب باجلان و کارگردانی حسین کشفی اصل، از اول مهرماه سال جاری، هر روز ساعت ۱۸:۴۵، در تماشاخانه هیلاج به اجرا میشود. مدت زمان این نمایش، ۷۵ دقیقه است.
علاقهمندان به تماشای این اثر نمایشی، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به تیوال مراجعه کنند.
کارگردان نمایشنامه خوانی "تعادل شکننده" اثر ادوارد آلبی:اگر نمایشنامهخوانی را نسخهی ناقص تئاتر بدانیم، از همان ابتدا شکست خورده ایمآدمها گاهی به یک وضعیت بد میچسبند، فقط چون از وضعیت نامعلوم و مبهم آینده هراس دارند
نمایشنامه «تعادل شکننده» اثر ادوارد آلبی، برنده جایزه پولیتزر نمایشنامه در سال ۱۹۶۷ است. ادوارد آلبی از مهمترین نمایشنامهنویسان آمریکایی قرن بیستم است؛ نویسندهای که بخش مهمی از آثارش را بر مواجهه انسان با بحرانهای پنهان زندگی روزمره، فروپاشی روابط، تنهایی، ترس و ناتوانی در برقراری ارتباط بنا کرد. «تعادل شکننده» نیز یکی از نمونههای شاخص همین نگاه است! آلبی در این اثر نشان میدهد که گاهی آنچه یک خانواده را کنار هم نگه میدارد، الزاماً عشق یا صمیمیت نیست؛ بلکه ترس از فروپاشی، عادت، نیاز به دیگری و ناتوانی از مواجهه با تنهایی است.
اکنون قرار است این نمایشنامه با ترجمه و کارگردانی آریو راقب کیانی، در قالب یک اجرای نمایشنامهخوانی، روز جمعه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن ۷ بوتیک هنر ایران میزبان مخاطبان باشد. از همین رو با آریو راقب کیانی به گفت و گو نشستیم. متن گفت و گو با این مترجم و کارگردان را باهم میخوانیم.
۱. چرا ادوارد آلبی؟ در این مقطع چرا «تعادل شکننده»؟
چون فکر میکنم ما در زمانهای زندگی میکنیم که همگی وانمود میکنیم که در وضعیتی متعادل قرار داریم؛ تعادل در خانواده، رابطه، شغل، زندگی اجتماعی... اما کافی است یک نفر در را باز کند و وارد زندگی ما بشود تا بفهمیم این تعادل چقدر شکننده و ناپایدار هست. آلبی در این نمایشنامه دقیقاً همین لحظه را به تصویر میکشد؛ لحظهای که آرامش ظاهر سازی شده که سالها پنهانش کردهایم، دیگر نمیتواند پنهان بماند.
۲. آیا "تعادل شکننده" نمایشنامهای صرفا دربارهی خانواده است؟
اگر بخواهم ساده جواب بدهم، بله. اما از منظر دیگر پاسخ گستردهتر خواهد شد. این نمایش صرفا دربارهی ساختار خانواده نیست؛ بلکه دربارهی آدمهایی است که مجبورند کنار آدمهای دیگری زندگی کنند و دوام بیاورند. خانواده فقط آزمایشگاه آلبی است. او میخواهد ببیند اگر تمام نقابهای اجتماعی را از صورت آدمها برداریم، چه چیزی از انسانیت باقی میماند.
۳. در این نمایش، آدمها خیلی حرف میزنند، اما آیا واقعاً با هم ارتباط برقرار میکنند؟
اتفاقاً یکی از جذابیتهای نمایش دیالوگ محور همین است. اما به نظرم آلبی دربارهی «گفتوگو» نمینویسد؛ دربارهی ناتوانی از گفتوگو مینویسد. شخصیتها مدام حرف میزنند، اما گاهی هرکدام دارند به سؤال دیگری جواب میدهند و این موضوع شباهت بسیاری با خیلی از رابطههای واقعی ما در عصر حاضر دارد.
۴. پس چرا نمایشنامهخوانی؟ چرا اجرای کامل تئاتری نه؟
شرایط غیر قابل پیشبینی جامعه یکی از دلایل آن بود و همین طور چون احساس کردم این متن در وهلهی اول به گوش احتیاج دارد، نه به چشم. میخواهم مخاطب مجبور شود به کلمات گوش بدهد. وقتی میزانسن، دکور و حرکت بازیگر را از معادله حذف میکنیم، کلمه به خودی خود تبدیل به کنش میشود و اگر نمایشنامهخوانی را نسخهی ناقص تئاتر بدانیم، از همان ابتدا شکست خوردهایم. زیرا که نمایشنامهخوانی میتواند به تنهایی یک فرم مستقل باشد؛ فرمی که اتفاقاً امکانات خودش را دارد.
۵. رابطهی قدرت میان شخصیتها در «تعادل شکننده» خیلی مهم است. شما در کارگردانی بیشتر دنبال کدام شخصیت بودید؟
من در طول پروسه تمرینات به دنبال «قربانی» و «مقصر» بودن هیچ کاراکتری نبودم. اتفاقاً فکر میکنم یکی از چیزهای بیرحمانهی آلبی این است که اجازه نمیدهد خیلی راحت بگوییم چه کسی حق دارد و بنابراین قضاوت نمیکند. همه شخصیت های این نمایشنامه به نوعی زخمیاند و همه نیز همزمان به دیگری زخم میزنند. اینجا اخلاق خیلی زود تبدیل به یک انگاره قضاوت آمیز مبدل میشود، و من هم نمیخواستم قضاوت کنم.
۶. به نظر میرسد عنوان نمایشنامه برای شما فقط یک اسم نیست؛ یک ایدهی اجرایی هم هست.
دقیقاً. برای من «تعادل شکننده» بیشتر از اینکه دربارهی تعادل باشد، دربارهی ترس از برهم خوردن تعادل است، به خصوص برای کاراکتر اصلی نمایش یعنی اگنس. آدمها گاهی به یک وضعیت بد میچسبند فقط چون از وضعیت نامعلوم و مبهم آینده هراس دارند. ممکن است خانوادهای سالها در یک وضعیت بیمارگونه زندگی کند، اما همان وضعیت برایشان امنتر و ایمنتر از هر تغییر باشد.
۷. فکر میکنید تماشاگر ایرانی چقدر میتواند با خانوادهی این نمایش ارتباط برقرار کند؟
خیلی زیاد. شاید حتی بیش از چیزی که فکر میکنیم و نباید مساله و دغدغه نمایشنامه را در انحصار خانواده آمریکایی دانست. هر چند مسئلهی آلبی آمریکایی است، اما تنشهایش در سرتاسر نمایش انسانیاند. پدر و مادر، فرزند، همسر، تنهایی، وابستگی، ترس از پیری، ترس از رهاشدن... اینها را نمیتوان مرز بندی کرد.
۸. اگر بخواهید «تعادل شکننده» را در سه کلمه معرفی کنید؟
خانواده، تنهایی، فروپاشی و شاید اگر بخواهم چهارمی را هم اضافه کنم: سکوت.
۹. و آخرین سؤال؛ مخاطب چرا باید بیاید «تعادل شکننده» را ببیند؟
چون احتمالاً همهی ما در زندگیمان حداقل یک "تعادل شکننده" داریم. چیزی که با یک تلفن، یک جمله، یک ورود، یک رفتن یا حتی یک سکوت میتواند فرو بریزد و از هم بپاشد. ما قرار نیست بعد از تماشای این نمایش جواب همهچیز را پیدا کنیم. شاید فقط تلنگری است که کمی بیشتر از قبل بفهمیم چه چیزهایی در زندگیمان وانمود میکنند سر جای خودشان هستند و در واقع از اصل موضوع بسیار فاصله دارند.
علاقه مندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال اقدام به تهیه بلیت این نمایشنامهخوانی کنند.
پاییز در خانه نمایش مهرگان؛ از «مهردرام» و «مونومهر» تا کشف استعدادها خانه نمایش مهرگان در پاییز ۱۴۰۵ با مجموعهای از برنامههای نمایشی، آموزشی و حمایتی، میزبان هنرمندان، نمایشنامهنویسان و استعدادهای تازه تئاتر است.
خانه نمایش مهرگان در فصل پاییز تلاش دارد با طراحی برنامههایی در حوزه اجرا، نمایشنامهنویسی و آموزش، فضایی برای حضور و دیدهشدن صداهای تازه تئاتر فراهم کند؛ برنامههایی که هر یک بخشی از مسیر شکلگیری یک اثر نمایشی را هدف قرار دادهاند و از مرحله ایده و متن تا تجربه حضور روی صحنه و آموزش نسل تازه بازیگران را دربرمیگیرند.
در این میان، رویداد نمایشنامهخوانی «مهردرام» با هدف ایجاد بستری حرفهای برای معرفی و بازخوانی نمایشنامههای تازه برگزار میشود؛ رویدادی که قرار است متنهای نمایشی را پیش از رسیدن به صحنه، در معرض شنیدهشدن، گفتگو و نقد قرار دهد.
«مهردرام» فرصتی برای نمایشنامهنویسان حرفهای و جوان فراهم میکند تا آثار خود را با مخاطبان و جامعه تئاتر به اشتراک بگذارند و پس از هر خوانش نیز در نشستهای تخصصی، درباره متن و ظرفیتهای نمایشی آن گفتگو شود. معرفی و بررسی آثار برگزیده، اجرای نمایشنامهخوانی و ایجاد ارتباط مستقیم میان نمایشنامهنویس، هنرمند و مخاطب از جمله بخشهای این رویداد است.
خانه نمایش مهرگان در نظر دارد از طریق «مهردرام» علاوه بر معرفی متنهای تازه، زمینه کشف استعدادها و شکلگیری ارتباط میان نمایشنامهنویسان و بدنه حرفهای تئاتر را فراهم کند؛ مسیری که میتواند ایدههای نمایشی را از مرحله کلمه و کاغذ به مرحله اجرا نزدیکتر کند.
«مونومهر»؛ صحنهای برای روایتهای شخصی
در بخش دیگری از برنامههای پاییزی این مجموعه، نخستین رپرتوار «مونومهر» با محوریت آثار تکاجرا برگزار خواهد شد. رویدادی که با هدف حمایت از ایدههای خلاقانه، مستقل و اورجینال، از هنرمندان و دانشجویان تئاتر دعوت میکند آثار خود را برای حضور در این رپرتوار ارائه کنند.
«مونومهر» در ۲ بخش دانشجویی و حرفهای برگزار میشود و موضوع آثار آزاد خواهد بود. مدت زمان اجراها حداکثر ۳۰ دقیقه تعیین شده و آثار بر اساس کیفیت، خلاقیت و استانداردهای هنری مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. انتخاب آثار نیز توسط داوران حرفهای و اساتید تئاتر کشور انجام میشود و آثار منتخب علاوه بر حضور در رپرتوار، فرصت اجرا در یک فضای حرفهای و ارتباط مستقیم با مخاطبان و جامعه تئاتر را به دست خواهند آورد.
یکی از امتیازهای ویژه این رپرتوار، امکان حمایت خانه نمایش مهرگان از بهترین تکاجرا برای تجربه ۱۵ اجرای عمومی است؛ فرصتی که میتواند برای هنرمندان جوان، مسیری برای عبور از تجربههای اولیه و ورود جدیتر به فضای حرفهای تئاتر باشد.
«مهرنگ»؛ کودکان و نوجوانان روی صحنه میآیند
خانه نمایش مهرگان در کنار برنامههای اجرایی و نمایشی خود، بخش آموزشی پاییز را نیز با برگزاری کارگاه تخصصی بازیگری کودک و نوجوان «مهرنگ» دنبال میکند؛ دورهای ویژه گروه سنی ۶ تا ۱۶ سال که با تمرکز بر آموزش بازیگری و همزمان پرورش خلاقیت، تخیل، بیان، بدن و اعتمادبهنفس طراحی شده است.
در این دوره، هنرجویان در ۱۵ جلسه ۲ ساعته، در کنار مدرسان حرفهای و هنرمندان حوزه کودک و نوجوان به یادگیری مهارتهای بازیگری میپردازند و در پایان دوره نیز تجربه حضور در یک اجرای عمومی حرفهای را خواهند داشت.
«مهرنگ» با این رویکرد شکل گرفته که آموزش بازیگری برای کودک و نوجوان صرفاً به یادگیری تکنیکهای اجرا محدود نشود، بلکه صحنه به فضایی برای شناخت تواناییها، تقویت اعتمادبهنفس و کشف استعدادهای فردی تبدیل شود.
علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برنامهها و نحوه ثبتنام میتوانند به خانه نمایش مهرگان واقع در خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابان وحید نظری، پلاک ۶۰ مراجعه کنند.
منبع: هنرآنلاین
یادداشت گووان مهر اسماعیل پور برای نمایش «مدهآ» به کارگردانی حمیدرضا نعیمیمدهآ؛ تبارشناسیِ خشمِ زنانه از آتن تا ایرانحمیدرضا نعیمی، در امتدادِ مسیر حرفهای خود و پس از سالها ممارست، پشتکار و پرورشِ مستمرِ استعداد، به سطحی از تجربه و شناخت رسیده است که آثارش را باید فراتر از نقدِ متعارفِ اجرا و در قلمروِ تئاترشناسی، تولیدِ معنا و تئوریزاسیونِ سازوکارهای دراماتیک و اجرایی مطالعه کرد. اهمیت جایگاه او نه صرفاً در انباشتِ تجربه یا گسترۀ فعالیتهای نمایشی، بلکه در کیفیتِ مواجههاش با متن، اسطوره، بازیگر، فرم اجرایی و مخاطب آشکار میشود. «مدهآ» نمونهای شاخص از این ظرفیت است؛ برداشتی آزاد از تراژدی اوریپید و لایههای دیرپای اسطورۀ یونانی که در فرآیندِ اقتباس و صحنهپردازی، به بازسازیِ روایت کلاسیک بسنده نمیکند و در تقاطعِ تاریخ اجتماعیِ تئاتر، تحولاتِ زیباییشناختیِ درام و مسائلِ اکنونِ ایران، به حیاتِ نمایشیِ تازهای دست مییابد. از این منظر، «مدهآ» انتقالِ یک متن از باستان به صحنۀ معاصر نیست؛ بلکه مواجهۀ یک دستگاهِ اسطورهای ـ تراژیک با اکنونِ تاریخی ماست؛ دستگاهی که پس از قرنها بازخوانی، اقتباس و بازتولید، در این اجرا بار دیگر در بسترِ تجربۀ ایرانی فعال میشود.
برای ورود به تحلیلِ تئاترِ نعیمی و آشکارشدنِ ابعادِ چندلایۀ «مدهآ»، نخست باید افقِ تاریخی ـ نظریِ این مواجهه ترسیم شود؛ زیرا اجرای نعیمی در خلأ شکل نگرفته، بلکه در امتدادِ سنتهایی قرار دارد که در آنها متن، اسطوره و امرِ اجتماعی، در یک فرآیندِ متقابل، پیوسته یکدیگر را بازتعریف میکنند. مسئله تنها چگونگیِ روایتِ داستانِ مدهآ نیست، بلکه چگونگیِ عبور آن از هزارتویِ اسطوره، تاریخ تئاتر، حافظۀ فرهنگی و اکنونِ اجتماعی و استحالهاش به یک ساختارِ اجراییِ معاصر است.
تاریخِ تئاترِ انتقادی و اعتراضی در ایران، را نباید صرفاً تاریخِ نمایشنامههایی دانست که دربارۀ سیاست و جامعه نوشته شدهاند؛ بلکه باید آن را تاریخِ دگرگونیِ زبانِ صحنه در مواجهه با قدرت دانست ؛ تاریخی که در آن صحنه، از سطحِ بازنماییِ واقعیت اجتماعی فراتر رفته و به میدانِ منازعه بر سرِ حقِ سخنگفتن، رؤیتپذیریِ امرِ سرکوبشده و بازتعریفِ نسبتِ فرد با ساختارهای قدرت بدل شده است. ریشههای مدرنِ این منازعه به دوران مشروطه و تجربههای نمایشیِ میرزا آقا تبریزی راه می یابد؛ آنجا که درام، بهتدریج از منطقِ سرگرمیِ درباری و صورتهای تقلیدیِ نمایشِ سنتی فاصله گرفت و ظرفیتهای روایی، طنز و انتقادِ اجتماعیِ خود را در مواجهه با استبداد، مناسباتِ طبقاتی، جهل و عقبماندگی فعال کرد.
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، با گسترشِ جریانهای آوانگارد، تجربهگرا و متعهد، بهویژه در تجربههای «کارگاه نمایش» و آثارِ غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی، اکبر رادی و آربی اوانسیان، نسبتِ فرمِ نمایشی و امرِ سیاسی وارد مرحلهای تعیینکننده شد. دیگر زبانِ غیرمستقیم صرفاً یک انتخابِ زیباییشناختی نبود؛ به راهبردی دراماتیک برای عبور از محدودیتهای سیاسی و تبدیلِ صحنه به قلمروِ مقاومتِ رمزگذاریشده بدل شد؛ قلمرویی که در آن امرِ ناگفتنی، نه از مسیرِ تصریح، بلکه از خلالِ فرم، نشانه و غیاب، خود را به ادراکِ تماشاگر تحمیل میکرد.
پس از انقلابِ ۱۳۵۷، با استقرارِ سازوکارهای تازۀ نظارت و سانس و دگرگونیهای بنیادینِ ایدئولوژیک، نهادی و فرهنگی، منازعۀ تئاتر و قدرت وارد صورتبندیِ تازهای شد؛ ازاینرو، تئاترِ اعتراضی بهتدریج از خطابِ مستقیم و بیانیهپردازیِ سیاسی به سوی راهبردهای پیچیدهتر سوق یافت. آنچه در گفتارِ آشکار امکانِ ظهور نداشت، در بدن، فاصله، مکث، تکرار، اختلالِ روایی و سازماندهیِ فضاییِ اجرا، حیاتِ نشانهشناختیِ خود را استمرار میبخشید.
و اما «مدهآ» یکی از کهنترین و در عین حال پیچیدهترین صورتبندیهای دراماتیکِ بحرانِ سوژۀ زن در ساختارهای پدرسالار است. اوریپید «مدهآ» را در سال ۴۳۱ پیش از میلاد در دیونیسیا به صحنه برد؛ اثری که در رقابتِ همان سال سوم شد، اما این ناکامیِ نخستین مانع از آن نشد که در فرآیندِ تاریخیِ بازاجرا، بازخوانی و اقتباس، به یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین متونِ نمایشیِ جهانِ یونانی بدل شود.
اهمیت «مدهآ» در جابهجاییِ کانونِ تراژدی از نظمِ تثبیتشدۀ اسطورهای به بحرانِ سوژۀ انسانی است؛ جایی که زن از موضوعِ کنشِ دیگران به مرکزِ تولیدِ گفتار، اراده و کنشِ تراژیک بدل میشود. زنبودن با بیگانهبودن، ازدواج با شهروندی، خانواده با قانون و بدن با سازوکارهای مالکیت و اقتدار اجتماعی پیوند میخورد و بحرانِ خانوادگی به بحرانی در نسبتِ فرد و نظمِ اجتماعی ارتقا مییابد. در سطحِ فرم نیز، غلبۀ دراماتیکِ مدهآ، تشدیدِ عاطفه و روانشناسیِ کنش، وزنِ خطابه و کارکردِ پیچیدۀ کُر، تراژدی را از قهرمانمحوریِ سنتی به سوی درامی میبرد که تعارضِ درونی، کشمکشِ عقل و عاطفه و شکافِ سوژه و قدرت، موتورِ کنشِ نمایشی است. بدینسان، «مدهآ» نه روایتِ صرفِ سقوط یا انتقام، بلکه صحنۀ ظهورِ سوژهای است که در تقابل با قدرت، همزمان در پیِ تثبیتِ خویش و انفجارِ مرزهای اخلاقی، خانوادگی و اجتماعیِ جهانِ پیرامون است.
با بررسی اقتباسها و بازنویسیهای مدرنِ «مدهآ»، آشکار میشود که این اثر از مرزهای تراژدیِ کلاسیک عبور کرده و به یکی از منابعِ تئاترِ پساتراژیک، آوانگارد و تجربهگرای سدۀ بیستم و بیستویکم بدل شده است. در بازنویسیهای هانس هنی یان، ژان آنوی و بهویژه پیر پائولو پازولینی، «مدهآ» میدانِ مناقشهای برای بازتعریفِ قدرت، خشونت، هویت و دیگریبودگی در نسبتِ متنِ کلاسیک و اکنونِ تاریخی است.
اوج این گسست را میتوان در «Medeamaterial» اثر هاینر مولر دید؛ جایی که روایت اوریپید عملاً فروپاشیده و به قطعاتی زبانی، تصویری و ذهنی بدل میشود؛ الگویی که با منطق تئاتر پستدراماتیک و آوانگارد همخوان است. در سوی دیگر، اقتباسهای معاصرِ سایمون استون، مایک بارتلت و مارینا کار، اسطوره را به خانوادۀ معاصر، مهاجرت، جنسیت و خشونتِ خانگی انتقال دادهاند. بدینسان «مدهآ» از یک تراژدی کلاسیک به ماشین بازتولید و واسازیِ فرم، جنسیت، قدرت و سوژۀ مدرن تبدیل شده است.
آنچه نعیمی در مواجهه با اوریپید یافته و در فرآیندِ بازخوانی و بازآفرینیِ اجرایی فعال کرده، در همین نقطه متمرکز است: «مدهآ» زن را که در نظامِ خویشاوندی، ازدواج و پدرسالاری عموماً در مقامِ ابژۀ مبادله قرار میگیرد، به سوژهای صاحبِ اراده، گفتار، تصمیم و کنش ارتقا میدهد. نمایش ، نوعی آگاهیِ پیشافمینیستی را در ساختارِ اسطوره و درام مستقر میکند؛ آگاهیای که هنوز در دستگاهِ مفهومیِ فمینیسمِ مدرن صورتبندی نشده، اما نسبتِ بدن، قدرت، اراده و حقِ تعیینِ سرنوشت را با شدتی تراژیک به صحنه میآورد. بدینسان، اهمیتِ «مدهآ» در خودِ خشمِ زن خلاصه نمیشود، بلکه در تبدیلِ این عاطفۀ فردی به نیرویی دراماتیک است که نظمِ موجود را به پرسش میکشد و سوژه را از موقعیتِ منفعلِ قربانی به جایگاهِ کنشگرِ تراژیک منتقل میکند.
منطقِ خشم و اعتراضِ مدهآ را، نه در مقامِ رابطۀ تاریخی یا علّی، بلکه در سطحِ تطبیقی و ساختاری، میتوان با برخی منطقهای جنبشهای زنانۀ معاصر سنجید: گذار از محرومیتِ ساختاری به مقاومت، از سکوتِ تحمیلشده به عاملیت و از انقیادِ خصوصی به اعتراضِ عمومی. این قیاس نه مدهآ را «فمینیست» به معنای مدرن میکند و نه تجربۀ زنانِ امروز را به آتنِ قرنِ پنجم پیش از میلاد تسری میدهد؛ بلکه ساختاری مشترک را آشکار میسازد که در آن، سوژۀ زنانه در مواجهه با نظمِ مسلط، از ابژۀ خاموش به سوژۀ سخنگو و کنشگر انتقال مییابد.
«مدهآ» بیانیۀ رهایی یا مانیفستِ آزادیِ زن نیست؛ قدرتِ تراژیکِ آن دقیقاً در افشای پارادوکسِ عاملیت است: سوژه برای گسستن از سلطه و بازپسگیریِ قدرتِ سلبشده، به خشونتی ویرانگر متوسل میشود و در فرآیندِ مقاومت، بخشی از منطقِ خشونتی را که علیه آن شوریده است، بازتولید میکند.
نعیمی با اتکا به آگاهی اجتماعی، شناخت زبانِ اکنون و ادراکِ نیازهای تاریخیِ جامعۀ ایران، «مدهآ» را از قلمروِ اسطوره به میدانِ تجربۀ زیستۀ معاصر منتقل میکند. در عین حال مسئله صرفاً معاصرکردنِ یک متنِ کلاسیک نیست؛ بلکه جابهجاییِ کانونِ نگاه و فعالسازیِ ظرفیتِ اسطوره برای خوانشِ اکنون است؛ پلی دراماتیک میانِ جهانِ اسطورهایِ یونان و واقعیتِ اجتماعیِ ایران، که در آن زن نه مفهوم، بلکه بدنِ حاضر و سوژۀ سخنگو و معترض است. اجرای نعیمی با ایجادِ گفتوگویی بینامتنی میانِ اسطوره و اکنون، نه مدهآ را به زنِ ایرانی تقلیل میدهد و نه تاریخِ این دو را یکسان میانگارد؛ بلکه ظرفیتِ یک دستگاهِ اسطورهای را برای رؤیت و تفسیرِ بحرانِ معاصرِ سوژگی فعال میکند.
در همین افق، «شرقبودگی» و بیگانهبودگیِ مدهآ در ساختارِ دراماتیکِ اسطوره اهمیت مییابد: زنی از حاشیۀ جهانِ یونانی که واردِ مرکزِ روایت میشود. پیوندِ فرهنگیِ این شرقبودگی با «ماد» و جهانِ ایرانی، هرچند در برخی خوانشها مطرح شده، نباید بهمنزلۀ تبارشناسیِ قطعیِ تاریخی یا ادعای سادۀ زبانشناختی تلقی شود؛ اهمیتِ آن در ظرفیتِ بینامتنی و نمادینِ آن است. از این منظر، مدهآ میتواند در خوانشِ نعیمی از «زنِ بیگانه» به صورتی نمادین از زنِ شرقی و سپس زنِ ایرانیِ معاصر استحاله یابد. بر این پایه «مدهآ»ی نعیمی از شمارِ زنان ایرانی است که به دلیل بحرانهای سیاسی و اجتماعی مجبور به کوچ و مهاجرت به غرب شدهاند.
نمایش، با طراحی دقیق و چشمنوازِ نور و صحنه و حضورِ نفسگیرِ ریحانه رضی، بیدرنگ نسبتِ حسی و عاطفیِ خود را با تماشاگر برقرار میکند. میزانسن از همان آغاز، بهجای خودنماییِ تمهیدات زیباییشناختی، میدانِ ادراکیِ واحدی میسازد که در آن نور، فضای صحنه، بدنِ بازیگر و نگاهِ تماشاگر در شبکهای یکپارچه از کنشِ اجرایی به هم میپیوندند. توان بازیگر و چیرگیِ کارگردان در هدایت و استخراجِ ظرفیتهای پنهانِ او، تراکمی از تمرکز و حضور پدید میآورد که از حدودِ زبانِ متعارفِ نقد فراتر میرود؛ زیرا بازیگری دیگر بازنماییِ روانشناختیِ نقش نیست، بلکه بدنِ بازیگر به کانونِ انتقالِ انرژیِ دراماتیک بدل میشود و اجرا از «نشاندادن» به تجربۀ «حضور» گذر میکند.
این کیفیت با آرمانِ «تئاتر مقدس» یرژی گروتوفسکی، نه از منظرِ تقلیدِ فرمی، بلکه از حیثِ تبدیلِ بدن و ذهنِ بازیگر به مادۀ بنیادینِ کنشِ تئاتری، همراستاست. بازیگر در اینجا صرفاً تکنیک را عرضه نمیکند، بلکه خویشتن را در معرضِ نقش میگذارد و از امنیتِ بازنمایی عبور میکند؛ در نتیجه، صحنه کیفیتی شبهمناسکی مییابد و اجرا به فرایندِ مکاشفه، گسست و گذار نزدیک میشود. در چنین لحظاتی مرزِ میانِ بازیگر و نقش، بدنِ واقعی و بدنِ دراماتیک، و امرِ شخصی و امرِ جمعی، موقتاً در تعلیق قرار میگیرد؛ گویی بازیگر بخشی از خویشتن را به مادۀ زندۀ صحنه میسپارد.
واکنش عاطفیِ تماشاگر در این میدانِ اجرایی، نه صرفاً پیامدِ تراژدی یا مهارتِ بازیگر، بلکه حاصلِ احضارِ عاطفهای است که از تجربۀ زیستۀ تماشاگر به صحنه بازمیگردد. نمایش، در این معنا، از ویترینِ تکنیک به مجرای برونریزیِ عواطفِ سرکوبشده و گفتارهای بهتعویقافتاده بدل میشود؛ صدای مدهآ تنها صدای زنِ اسطورهای نیست، بلکه پژواکِ بغض، خشم و میلِ فروخفتۀ سخنگفتن است. همین سازوکار، شخصیت را پیش از آنکه در چارچوبِ یک فیگورِ کلاسیک تثبیت کند، از قلمروِ اسطوره به اکنون منتقل میسازد و او را به صورتِ معاصرِ زنِ ایرانی بدل میکند.
این انتقال، در مهمترین تمهیدِ دراماتیکِ اجرا، یعنی همنشینیِ دو زن بر صحنه، صورتِ عینی مییابد: مدهآی اساطیری و زنِ معاصر، دو صورتِ زمانی و معناییِ یک امکانِ شخصیتی هستند. مدهآی باستان، در تقاطعِ تقدیر، جنسیت، تبعید و مناسباتِ قدرت، به سوی خشم و فاجعه رانده میشود؛ درحالیکه زنِ معاصر، آگاهانه «مدهآشدن» را برمیگزیند.
این منطقِ اجرایی را میتوان، از حیثِ دراماتورژیِ حضور و توزیعِ هویت، با ساختارِ «بندار بیدخش» بهرام بیضایی واردِ گفتوگویی تحلیلی کرد. اهمیتِ این قیاس نه در همانندیِ صوریِ دو اجرا، بلکه در یک منطقِ مشترکِ نمایشی است: بیضایی با گسستنِ پیوندِ ساده میانِ دو کاراکتر، امکان میدهد که هویت، حافظه و آگاهی در میانِ چند حضورِ صحنهای توزیع و از خلالِ رابطۀ آنها بازسازی شود. نعیمی نیز در «مدهآ» با قرار دادنِ دو زن در یک سازمانِ اجراییِ واحد، شخصیت را از تثبیت در یک بدن و یک زمان رها میکند و آن را در فاصلۀ میانِ دو بدن، دو زمان و دو تجربۀ تاریخی به جریان میاندازد. از این منظر، دوگانگیِ بازیگران صرفاً تمهیدی برای بازنماییِ دو روایت نیست؛ خودِ ساختارِ اجرا به یک «دستگاهِ تولیدِ سوژگی» بدل میشود که در آن، مدهآ نه یک هویتِ ازپیشتمامشده، بلکه فرآیندی متکثر از حافظه، تقدیر، انتخاب و عاملیت است. تفاوتِ بنیادین آن است که بیضایی این گسست را در منطقِ دراماتیکِ روایت و چندلایگیِ هویت سامان میدهد، حال آنکه نعیمی آن را مستقیماً به مادیّتِ بدنِ بازیگر و همزمانیِ صحنهای منتقل میکند؛ بنابراین، ارجاع به بیضایی بیش از آنکه دلالت بر اقتباس یا تأثیرپذیری داشته باشد، نشاندهندۀ همافقیِ دو شیوه در تبدیلِ چندپارگیِ شخصیت به یک امکانِ مستقلِ دراماتیک است.
اما در کارگردانیِ نعیمی و هدایتِ بازیگر هیچ لحظهای از حضور صحنهای رها نیست و حرکت، مکث، سکوت، ریتم، نگاه و انرژیِ بدن، در شبکهای دقیق از میزانسن سازمان مییابد؛ بااینحال، این انضباط هرگز به هندسهای مکانیکی فروکاسته نمیشود، زیرا ساختار، امکانِ زایشِ لحظههای زنده و پیشبینیناپذیر را در دلِ خود حفظ میکند. نگرش او به زن نیز در بازنماییِ تکخطی تثبیت نمیشود؛ دو «مدهآ» در دو نظامِ فرمی و اجراییِ ناهمگون، اما با هستۀ معنایی مشترک، تفاوتِ تاریخی و معرفتیِ زنِ اسطورهای و معاصر را به امرِ محسوسِ صحنهای بدل میکنند.
جابهجاییِ جایگاهِ کُر، بخشی از فرایندِ بازدراماتیزهکردنِ تراژدی کلاسیک است. نعیمی کُر را بازسازی نمیکند، بلکه کارکردِ تاریخیِ آن را استخراج و در نظام اجراییِ نو توزیع میکند؛ در این بازآفرینی، گروه همخوانان یا کُر نیز از کارکردِ کلاسیکِ خود عبور کرده و فرم تازهای مییابد: سحر لطفی، در مقامِ خوانندۀ کلاسیک، صدای جهانِ آیینیِ مدهآی باستان است و حمیدرضا نعیمی، در هیئتِ صدای بازجو، فشارِ نظارت و سازوکارِ معاصرِ قدرت را نمایندگی میکند. این دو صدا، با وجودِ خاستگاههای متضاد، از شخصیتِ منفرد فراتر رفته و همچون امتدادِ صوتیِ ذهن، حافظه و ناخودآگاهِ مدهآ عمل میکنند. مرزِ میانِ قدرت و وجدان، بازجویی و اعتراف، داوریِ اجتماعی و گفتوگوی درونی عمداً مخدوش میشود و کارکردِ جمعیِ کُر به ساختاری چندلایه برای بیانِ روانی، اجتماعی و سیاسیِ شخصیت انتقال مییابد؛ امری که نشان میدهد نعیمی متنِ باستانی را نه همچون متنی مقدس، بلکه بهمثابۀ مادۀ زنده و قابلِ بازآراییِ دراماتیک میفهمد.
برای چنین معماریِ پیچیدهای، که انضباطِ میزانسن، تکنیکِ اجرایی و شورِ هنری را در آستانۀ یک «جنونِ فرمی» به هم میتند، نعیمی از بازی ریحانه رضی و بهار نوحیان بهره میگیرد. حضورِ آنان صرفاً اجرای دو صورت از یک شخصیت نیست؛ هر بازیگر یک دستگاهِ بدنمندِ مستقل برای تولیدِ معنایی واحد میسازد و لایههای نقش را در بدن، بیان، ریتم، نگاه، سکوت و کیفیتِ عاطفیِ حضور سازمان میدهد.
شیوهی بازیگری و هدایتِ بازیگران زن، امتدادِ مستقیمِ فلسفهی متن و استراتژیِ اجرایی نعیمی است: رضی و نوحیان چنان با نقش درگیر میشوند که مرزِ «اجرای نقش» و «زیستنِ نقش» موقتاً محو میشود؛ اما این استحاله نه حاصلِ رهاشدگی، بلکه برآمده از تلفیقِ تکنیک، تربیتِ بدنی، مهارِ بیان و هدایتِ دقیقِ کارگردان است. این کیفیت حاصلِ عاملی منفرد نیست، بلکه محصولِ یک فرایندِ جمعیِ تولیدِ معناست: ظرفیتِ بازیگران، تجربه و آگاهیِ کارگردان و توان و درک مشترکِ گروهِ طراحی در قراردادی خلاقانه به هم میپیوندند؛ قراردادی که در آن هدایت و آزادی، انضباط و شهود، طراحی و کشف همزمان فعالاند. ازاینرو شورِ بازیِ رضی و نوحیان در تقابل با تکنیک قرار ندارد، بلکه دقیقاً از استیلای تکنیک بر تکنیک پدید میآید؛ لحظهای که تکنیک از مرئیبودن بازمیایستد و به امکانِ حضورِ نابِ بازیگر استحاله مییابد.
این مسئله در تبارِ تاریخیِ تئاتر نیز واجدِ معنایی بنیادین است. در تئاتر یونان باستان، زن از حضورِ بدنی بر صحنه و مشارکت در اجرای نمایش حذف بود و نقشهای زنانه را مردان ایفا میکردند. اما از رنسانس و تثبیت تدریجی حضور زنان در صحنه، بازیگر زن به یکی از مهمترین کانونهای تحول زیباییشناسی و اجتماعی تئاتر بدل شد. سارا برنار با شکستن مرزهای جنسیتی و اجرای نقشهایی چون هامله، مفهوم «قهرمان زن» را از چارچوبهای متعارف روانشناختی فراتر برد. الن تری و سپس الکترا، نورا، مدهآ و بلانش دوبوا به واسطۀ بازیگرانی چون اینگرید برگمن، ویوین لی و جسیکا تندی، بدن و روان زن را به میدان منازعۀ میل، قدرت و هویت تبدیل کردند.
در تئاتر مدرن، پینا باوش با فروپاشی مرز میان رقص و درام، بدن زن را به آرشیوِ خشونت و حافظه بدل کرد؛ و ایزابل هوپر در تئاتر معاصر، سوژۀ زن را از کلیشۀ «قربانی» به قلمرو ابهام، میل، خشونت و عاملیت اخلاقی منتقل کرده است. در این تبار، جسارت بازیگر زن صرفاً در انتخاب نقش نیست؛ در بازتعریف نسبت بدن، صدا و قدرت روی صحنه است.
در تئاتر ایران، این فرایند مسیری گسسته و پرتنش از حذف و غیابِ اجباری تا تثبیتِ زن بهمثابۀ سوژۀ فعالِ دستگاهِ اجرایی پیموده است؛ مسیری که در «مدهآ»ی نعیمی به یکی از صورتهای متأخرِ خود میرسد. از این منظر، تاریخِ بازیگر زن در ایران، تاریخِ دگرگونیِ وضعیتِ بدنِ زنانه در سپهرِ نمایش است: بدنی که ابتدا از صحنه حذف شد، سپس امکانِ حضور یافت، در معرضِ نظارت و داوریِ اجتماعی قرار گرفت و سرانجام کوشید از موقعیتِ موضوعِ بازنمایی فراتر رود و به منبعِ تولیدِ معنا، کنش و مقاومتِ صحنهای بدل شود.
در چنین تبارشناسیای، بدنِ زن نه شیئی خنثیِ زیباییشناختی، بلکه میدانِ منازعۀ همزمانِ زیباییشناسی، اخلاق، جنسیت، قدرت، نظارت، حافظه و عاملیت است. هر حضورِ بازیگر زن بر صحنه، پرسش از شخصیتِ او نیست؛ پرسش از این است که چه بدنی حقِ رؤیت، چه صدایی امکانِ شنیدهشدن و چه سوژهای حقِ سخنگفتن و خودتعریفگری دارد. «مدهآ»ی حمیدرضا نعیمی در امتدادِ همین تاریخ قرار میگیرد: زن دیگر موضوعِ روایتِ مردانه نیست. بدن و صدای او به مادۀ دراماتیکِ بازسازیِ اسطوره و تولیدِ معنای معاصر بدل میشود.
اهمیتِ «مدهآ»ی نعیمی نه صرفاً در بازسازیِ تراژدیِ باستانی یا پیچیدگیِ تکنیکیِ اجرا، بلکه در بازفعالسازیِ امکانِ تاریخیِ تئاتر است. نعیمی اسطوره را موزهای نمیکند؛ آن را از رسوبِ قرون بیرون میکشد و در بدنِ بازیگر، صدای صحنه و آگاهیِ تماشاگر دوباره به حرکت درمیآورد. کیفیتِ هولناکِ اجرا از تراکمِ معنا، حافظه، رنج و معرفتی برمیخیزد که حتی برای تماشاگرِ فرهیخته، دریافتِ آسانی ندارد. نمایش از محصولی برای مصرفِ زیباییشناختی فراتر میرود و به تجربهای آیینی، روانی و معرفتی بدل میشود؛ تجربهای که تماشاگر را از جایگاهِ مصرفکنندۀ اثر به سوژهای درگیر تبدیل میکند، سوژهای که ناگزیر است پس از فرونشستنِ اجرا، با آنچه بر صحنه دیده و در خویشتن بازشناخته است، همچنان زندگی کند. در این تجربه میتوان پژواکی از خاستگاههای آیینیِ نمایش را بازشناخت؛ چنانکه انسانِ نخستین پس از ورود به خیمۀ شمن و مواجهه با آیینِ درمانگری، تنها از درد تسکین نمییافت، بلکه سفری حماسی را در جهانِ درون آغاز مینمود؛ سفری که بازگشت از آن، آغازِ مراقبت و بازاندیشی بود.